rubs off
پاک میشود
rubs together
به هم میساید
rubs elbows
آرنجهایشان را به هم میساید
rubs in
مالش میدهد
rubs against
به هم میساید
rubs out
از بین میبرد
rubs off on
به دیگران منتقل میکند
rubs sore
دردناک است
rubs skin
پوستش را مالش میدهد
rubs hands
دستهایش را مالش میدهد
she rubs her eyes when she feels tired.
او وقتی احساس خستگی میکند، چشمانش را میمالد.
the cat rubs against my leg for attention.
گربه برای جلب توجه، به پای من میمالد.
he rubs the lotion into his skin after a shower.
او بعد از حمام، لوسیون را به پوست خود میمالد.
she rubs the back of her neck to relieve tension.
او پشت گردنش را میمالد تا تنش را کاهش دهد.
the child rubs the crayon on the paper.
کودک مداد رنگی را روی کاغذ میمالد.
he rubs his hands together to keep warm.
او برای گرم ماندن، دستهایش را به هم میمالد.
she rubs the fabric between her fingers to test its softness.
او برای تست نرمی آن، پارچه را بین انگشتانش میمالد.
the dog rubs its face on the carpet.
سگ صورتش را به فرش میمالد.
he rubs the dirt off his shoes before entering the house.
او قبل از ورود به خانه، خاک را از روی کفشش پاک میکند.
she rubs the oil onto her hair for nourishment.
او برای تغذیه، روغن را به موهایش میمالد.
rubs off
پاک میشود
rubs together
به هم میساید
rubs elbows
آرنجهایشان را به هم میساید
rubs in
مالش میدهد
rubs against
به هم میساید
rubs out
از بین میبرد
rubs off on
به دیگران منتقل میکند
rubs sore
دردناک است
rubs skin
پوستش را مالش میدهد
rubs hands
دستهایش را مالش میدهد
she rubs her eyes when she feels tired.
او وقتی احساس خستگی میکند، چشمانش را میمالد.
the cat rubs against my leg for attention.
گربه برای جلب توجه، به پای من میمالد.
he rubs the lotion into his skin after a shower.
او بعد از حمام، لوسیون را به پوست خود میمالد.
she rubs the back of her neck to relieve tension.
او پشت گردنش را میمالد تا تنش را کاهش دهد.
the child rubs the crayon on the paper.
کودک مداد رنگی را روی کاغذ میمالد.
he rubs his hands together to keep warm.
او برای گرم ماندن، دستهایش را به هم میمالد.
she rubs the fabric between her fingers to test its softness.
او برای تست نرمی آن، پارچه را بین انگشتانش میمالد.
the dog rubs its face on the carpet.
سگ صورتش را به فرش میمالد.
he rubs the dirt off his shoes before entering the house.
او قبل از ورود به خانه، خاک را از روی کفشش پاک میکند.
she rubs the oil onto her hair for nourishment.
او برای تغذیه، روغن را به موهایش میمالد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید