rubs

[ایالات متحده]/rʌbz/
[بریتانیا]/rʌbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از مالیدن؛ برای حذف با مالش؛ برای اعمال با اصطکاک؛ برای باعث شدن که به یکدیگر مالیده شوند

عبارات و ترکیب‌ها

rubs off

پاک می‌شود

rubs together

به هم می‌ساید

rubs elbows

آرنج‌هایشان را به هم می‌ساید

rubs in

مالش می‌دهد

rubs against

به هم می‌ساید

rubs out

از بین می‌برد

rubs off on

به دیگران منتقل می‌کند

rubs sore

دردناک است

rubs skin

پوستش را مالش می‌دهد

rubs hands

دست‌هایش را مالش می‌دهد

جملات نمونه

she rubs her eyes when she feels tired.

او وقتی احساس خستگی می‌کند، چشمانش را می‌مالد.

the cat rubs against my leg for attention.

گربه برای جلب توجه، به پای من می‌مالد.

he rubs the lotion into his skin after a shower.

او بعد از حمام، لوسیون را به پوست خود می‌مالد.

she rubs the back of her neck to relieve tension.

او پشت گردنش را می‌مالد تا تنش را کاهش دهد.

the child rubs the crayon on the paper.

کودک مداد رنگی را روی کاغذ می‌مالد.

he rubs his hands together to keep warm.

او برای گرم ماندن، دست‌هایش را به هم می‌مالد.

she rubs the fabric between her fingers to test its softness.

او برای تست نرمی آن، پارچه را بین انگشتانش می‌مالد.

the dog rubs its face on the carpet.

سگ صورتش را به فرش می‌مالد.

he rubs the dirt off his shoes before entering the house.

او قبل از ورود به خانه، خاک را از روی کفشش پاک می‌کند.

she rubs the oil onto her hair for nourishment.

او برای تغذیه، روغن را به موهایش می‌مالد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید