gripper

[ایالات متحده]/ˈɡrɪpə/
[بریتانیا]/ˈɡrɪpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری یا وسیله‌ای که برای گرفتن یا نگه داشتن اشیاء استفاده می‌شود؛ چنگک مکانیکی استفاده شده در ماشین‌آلات؛ گیره یا انبر؛ ابزار گرفتن
Word Forms
جمعgrippers

عبارات و ترکیب‌ها

rubber gripper

ربات لاستیکی

hand gripper

گیرنده دستی

foam gripper

گیرنده فوم

pneumatic gripper

گیرنده پنوماتیک

mechanical gripper

گیرنده مکانیکی

robotic gripper

گیرنده رباتیک

claw gripper

گیرنده چنگالی

finger gripper

گیرنده انگشتی

strong gripper

گیرنده قوی

gripper design

طراحی گیرنده

جملات نمونه

the gripper was designed to handle delicate objects.

گریپر برای هندل کردن اجسام ظریف طراحی شده بود.

she used a gripper to pick up the hot pot.

او از یک گریپر برای برداشتن غذای داغ استفاده کرد.

the robot's gripper can adjust its strength.

گریپر ربات می‌تواند قدرت خود را تنظیم کند.

he modified the gripper for better performance.

او گریپر را برای عملکرد بهتر تغییر داد.

the gripper's design allows for a firm hold.

طراحی گریپر این امکان را فراهم می‌کند که محکم نگه دارد.

they tested the gripper on various materials.

آنها گریپر را روی مواد مختلف آزمایش کردند.

the gripper malfunctioned during the operation.

گریپر در حین انجام عملیات دچار نقص فنی شد.

using a gripper can prevent injuries when lifting.

استفاده از گریپر می‌تواند از آسیب‌دیدگی در هنگام بلند کردن جلوگیری کند.

the engineer designed a new gripper for the assembly line.

مهندس یک گریپر جدید برای خط تولید طراحی کرد.

adjusting the gripper's angle improved its efficiency.

تنظیم زاویه گریپر باعث بهبود کارایی آن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید