grocery

[ایالات متحده]/ˈɡrəʊsəri/
[بریتانیا]/ˈɡroʊsəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسب و کار مواد غذایی؛ فروشگاه مواد غذایی
Word Forms
جمعgroceries

عبارات و ترکیب‌ها

grocery store

فروشگاه مواد غذایی

buy groceries

خرید مواد غذایی

grocery shopping

خرید مواد غذایی

grocery list

لیست خرید مواد غذایی

grocery bag

کیسه مواد غذایی

جملات نمونه

He is in the grocery way.

او در مسیر سوپرمارکت قرار دارد.

a mom-and-pop grocery store.

یک سوپرمارکت کوچک و خانگی.

the dairy section at the grocery store.

بخش لبنیات در فروشگاه مواد غذایی

a grocery family had title to the property.

یک خانواده سوپرمارکت مالکیت آن ملک را داشت.

It is difficult for a small grocery store to compete with a supermarket.

برای یک سوپرمارکت، برای یک مغازه خواربار کوچک رقابت کردن دشوار است.

she piled all the groceries on the counter.

او تمام مواد غذایی را روی پیشخوان انباشته کرد.

she shopped for groceries twice a week.

او دو بار در هفته برای خرید مواد غذایی بیرون رفت.

The corner grocery was a casualty of the expanding supermarkets.

آن سوپرمارکت در حال گسترش باعث تعطیلی فروشگاه محلی شد.

chooses the supermarket over the neighborhood grocery store.

سوپرمارکت را به جای سوپرمارکت محلی انتخاب می‌کند.

deliver groceries; deliver the mail.

تحویل دادن مواد غذایی؛ تحویل دادن پست

she retrieved the groceries from the floor of the car.

او مواد غذایی را از کف ماشین بیرون آورد.

she schlepped her groceries home.

او مواد غذایی را به خانه برد.

build a nation; built a successful business out of their corner grocery store.

یک کشور بسازید؛ یک کسب و کار موفق از سوپرمارکت گوشه آنها ساخت.

The grocery is closed up for the night; we'll have to come back tomorrow.

سوپرمارکت برای امشب بسته است؛ باید فردا برگردیم.

I don't really want to go to the grocery store but I'll go along for the ride.

من واقعاً نمی‌خواهم به سوپرمارکت بروم، اما با شما خواهم رفت.

Grocery stores sell many foods that have been processed.

سوپرمارکت‌ها مواد غذایی زیادی را که فرآوری شده‌اند می‌فروشند.

He was employed at the local grocery store as a delivery boy.

او به عنوان پسربار در سوپرمارکت محلی استخدام شده بود.

It makes me do a slow burn when it takes longer to check out at the grocery store than it took to shop.

وقتی برای پرداخت در سوپرمارکت بیشتر از زمانی که برای خرید کردن صرف کردم طول می‌کشد، عصبانی می‌شوم.

And the goods of through traffic of international much style, already applicably container ships, ship into group tray applicably again, also apply to come loose commonly groceries is carried.

و کالاها از ترافیک عبوری با سبک بین‌المللی زیاد، کشتی‌های کانتینری که از قبل قابل استفاده هستند، دوباره به طور قابل استفاده در سینی گروهی حمل می‌شوند، همچنین برای حمل مواد غذایی به طور معمول قابل استفاده است.

نمونه‌های واقعی

The clerks befriended him and even helped him carry his groceries.

همکاران با او دوست شدند و حتی به او کمک کردند تا ناهار خود را حمل کند.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

Oh, the grocery store? Okay. Yeah. The grocery store.

اوه، فروشگاه مواد غذایی؟ باشه. آره. فروشگاه مواد غذایی.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

She put away the groceries per his instructions.

او طبق دستورالعمل او مواد غذایی را گذاشت.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I was picking up some groceries at Davidson's.

من در حال خرید کردن مقداری مواد غذایی از دیویدسون بودم.

منبع: Young Sheldon Season 5

Girls, help Daddy unload the groceries in the kitchen.

دخترها، به بابا کمک کنید تا مواد غذایی را در آشپزخانه بگذارید.

منبع: Our Day This Season 1

Most of these foods are available at your local grocery.

بیشتر این غذاها در فروشگاه مواد غذایی محلی شما در دسترس است.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 8)

You've got enough groceries there to feed an army!

شما آنقدر مواد غذایی دارید که می توانید یک ارتش را سیر کنید!

منبع: National College Student English Competition Category C

You sure do enjoy your groceries.

شما واقعاً از خرید کردن مواد غذایی لذت می برید.

منبع: Gourmet food, prayer, and love

Why is she bringing those groceries?

چرا او آن مواد غذایی را می آورد؟

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

I need to pick up some groceries on my way home.

من باید در مسیر بازگشت به خانه مقداری مواد غذایی بخرم.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید