gross

[ایالات متحده]/ɡrəʊs/
[بریتانیا]/ɡrəʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کل; زبر; ناخوشایند
vt. به دست آوردن درآمد کل
n. مقدار کل، تعداد کل.
Word Forms
صفت تفضیلیgrosser
قسمت سوم فعلgrossed
زمان گذشتهgrossed
صفت عالیgrossest
شکل سوم شخص مفردgrosses
صفت یا فعل حال استمراریgrossing
جمعgrosses

عبارات و ترکیب‌ها

gross domestic product

محصول ناخالص داخلی

gross national product

محصول ناخالص ملی

gross income

درآمد ناخالص

gross area

مساحت ناخالص

gross profit

سود ناخالص

gross margin

حاشیه سود ناخالص

in gross

به صورت ناخالص

gross weight

وزن ناخالص

gross error

خطای ناخالص

gross value

ارزش ناخالص

gross negligence

تقصیر فاحش

in the gross

به صورت ناخالص

gross output

تولید ناخالص

gross anatomy

آناتومی ماکروسکوپی

gross tonnage

تناژ ناخالص

gross floor area

مساحت ناخالص طبقات

جملات نمونه

The overflowing trash can was gross.

سطل زباله سرریز شده بسیار کثیف بود.

The smell coming from the dumpster was gross.

بوی نامطبوعی که از سطل زباله می آمد بسیار زننده بود.

Eating spoiled food is gross.

خوردن غذای فاسد شده بسیار زننده است.

The public restroom was gross and dirty.

دستشویی عمومی کثیف و زننده بود.

She made a gross miscalculation in her budget.

او یک اشتباه محاسباتی بزرگ در بودجه خود مرتکب شد.

The slimy texture of the food was gross.

بافت لزج غذا بسیار زننده بود.

The movie had a lot of gross-out humor.

فیلم دارای طنز زننده زیادی بود.

The pond was covered in a layer of gross algae.

برکه با لایه ای از جلبک زننده پوشیده شده بود.

He made a gross generalization about all teenagers.

او یک تعمیم بزرگ در مورد همه نوجوانان انجام داد.

The taste of the medicine was gross.

طعم دارو بسیار زننده بود.

نمونه‌های واقعی

Its gross domestic product has risen tenfold.

تولید ناخالص داخلی آن ده برابر افزایش یافته است.

منبع: Listening Digest

That was— okay, yeah. T-that was gross.

همینطوری بود - باشه، آره. اون خیلی زننده بود.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

One person's gross is another person's beautiful.

زننده بودن یک نفر، زیبا بودن برای دیگری است.

منبع: Modern Family Season 6

I'm sorry, it's just so deliciously gross.

متاسفم، اینقدر خوشمزه و زننده است.

منبع: Lost Girl Season 2

On Twitter, Kelly called the coin gross and un-American.

در توییتر، کلی گفت این سکه زننده و غیرآمریکایی است.

منبع: VOA Special May 2018 Collection

198. The gross grocer crossed his legs before the boss.

198. خواربارفروش زننده، قبل از رئیس پاهاش رو به هم گره زد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The...gross stuff, it grosses me out.

اون...چیزهای زننده، منو منزجر می کنه.

منبع: English little tyrant

Well, the sickies, they figured, made noises that seemed the most gross.

خب، مریضی ها فکر کردند صداهایی که زننده به نظر می رسیدند را تولید می کردند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2020 Collection

And it just feels so gross and I don't wanna feel gross.

و احساس می کنم خیلی زننده است و نمی خواهم احساس کنم زننده است.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

This was a gross violation of teacher ethics.

این یک نقض آشکار اخلاق معلمان بود.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید