revolting

[ایالات متحده]/rɪ'vəʊltɪŋ/
[بریتانیا]/rɪ'voltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت ناخوشایند یا زننده، باعث ایجاد احساسات قوی از انزجار؛ شورشی، سرکش.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریrevolting

جملات نمونه

This is revolting to me.

این موضوع برای من بسیار زننده است.

It is revolting to our idea of morality.

این موضوع با ایده ما از اخلاق در تضاد است.

revolting against high taxes.

مخالفت با مالیات‌های بالا.

a revolting smell of bad eggs

بوی زننده تخم مرغ‌های فاسد.

Have a sniff of this medicine—it smells revolting,doesn’t it?

یک جرعه از این دارو بنوشید - بوی بسیار بدی دارد، مگه نه؟

The barracks of the government force was attacked by the revolting soldiers.

казарма نیروی دولتی توسط سربازان شورشی مورد حمله قرار گرفت.

The prisoners are revolting against living conditions in the prisons by refusing to eat.

زندانیان در اعتراض به شرایط زندگی در زندان‌ها با امتناع از خوردن غذا دست به شورش زده‌اند.

نمونه‌های واقعی

My husband likes white sliced, unfortunately. And that is just revolting.

متاسفانه، همسر من چیزهای برش‌دار سفید را دوست دارد. و این واقعا نفرت‌انگیز است.

منبع: PBS Interview Social Series

" I wouldn't eat that, I'm sure it'd be revolting."

"من آن را نمی خورم، مطمئنم که نفرت انگیز خواهد بود."

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Who would have thought something so revolting could do so much good?

چه کسی فکر می‌کرد چیزی که آنقدر نفرت‌انگیز است می‌تواند اینقدر مفید باشد؟

منبع: Scishow Selected Series

You could use general negative adjectives like disgusting or revolting.

شما می‌توانید از صفت‌های منفی عمومی مانند زننده یا نفرت‌انگیز استفاده کنید.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

You can also use the adjectives " revolting" and " disgusting" .

همچنین می‌توانید از صفت‌های "نفرت‌انگیز" و "زننده" استفاده کنید.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

The Oompa-Loompas ate nothing but green caterpillars, which tasted revolting.

اومپا-لومپاها فقط کرم‌های سبز می‌خوردند که طعم آن نفرت‌انگیز بود.

منبع: Charlie and the Chocolate Factory

Bad women and all they involved were mysterious and revolting matters to her.

زنان بد و همه چیزهایی که در آن دخالت داشتند، موضوعات مرموز و نفرت‌انگیزی برای او بودند.

منبع: Gone with the Wind

Yuck – that's revolting! Why don't you go and put it in the bin?

یُک - این نفرت‌انگیزه! چرا نمی‌ری و آن را در سطل زباله می‌گذاری؟

منبع: 6 Minute English

So they're having children all the time–like dogs. It's too revolting.

بنابراین آنها همیشه در حال بچه‌دار شدن هستند - مثل سگ‌ها. این خیلی نفرت‌انگیزه.

منبع: Brave New World

The furry beaked bat might be hissing: your desires are revolting.

والپی بزرگ با منقار ممکن است در حال پچ‌پچ کردن باشد: خواسته‌های شما نفرت‌انگیز است.

منبع: The school of life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید