growlings

[ایالات متحده]/'ɡrauliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صدای بم و غیژغی مانند صدای حیوانی که غرش می‌کند؛ غرش‌کننده
v. صدای بم و غیژغی مانند صدای حیوانی که غرش می‌کند؛ غرش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

angry growling

غرش خشمگین

loud growling

غرش بلند

جملات نمونه

We heard thunder growling in the distance.

ما صدای رعد و برق که در دوردست غرش می‌کرد را شنیدیم.

The dog was growling at the stranger.

سگ در حال غرغر کردن به سمت غریبه بود.

She could hear the growling of her stomach.

او می‌توانست صدای غرغر معده‌اش را بشنود.

The growling thunderstorm kept everyone indoors.

طوفان رعد و برق غرش‌کننده همه را در داخل خانه نگه داشت.

The growling engine signaled trouble.

صدای موتور غرغرکننده نشان‌دهنده مشکل بود.

The growling noise from the attic scared the children.

صدای غرغر از زیرزمین کودکان را ترساند.

The growling bear warned them to stay away.

خرس غرغرکننده به آنها هشدار داد که دور بمانند.

The growling of the lion echoed through the jungle.

صدای غرغر شیر در جنگل طنین‌انداز بود.

The growling sound of the motorcycle filled the street.

صدای غرغر موتورسیکلت خیابان را پر کرد.

The growling of the hungry wolves could be heard from afar.

می‌توان صدای غرغر گله گرگ‌های گرسنه را از دور شنید.

His growling response indicated his annoyance.

پاسخ غرغرگونه او نشان‌دهنده ناراحتی‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید