guaranteeors

[ایالات متحده]/ˌɡærənˈtɔːz/
[بریتانیا]/ˌɡærənˈtɔrz/

ترجمه

n. جمع guarantor؛ کسی که تضمین یا پیشنهاد می‌دهد، به ویژه کسی که تعهد می‌کند در صورت عدم پرداخت شخص دیگری، بدهی یا اینکه وظیفه‌ای را برای او پرداخته شود.

جملات نمونه

banks often require guarantors for large loans.

بانک‌ها اغلب برای وام‌های بزرگ ضامن نیاز دارند.

she agreed to act as guarantor for her brother's business.

او موافقت کرد که به عنوان ضامن کسب و کار برادرش عمل کند.

the guarantor must sign a legally binding agreement.

ضامن باید یک قرارداد قانونی را امضا کند.

a financial guarantor provides additional security for the investment.

ضامن مالی امنیت اضافی برای سرمایه گذاری فراهم می‌کند.

many students need guarantors to secure their educational loans.

بسیاری از دانشجویان برای امنیت وام‌های آموزشی خود نیاز به ضامن دارند.

the guarantor bears responsibility if the borrower defaults.

اگر وام‌گیرنده پیش‌برداری کند، ضامن مسئولیت را برعهده خواهد داشت.

we need to verify the guarantor's income and assets.

ما باید درآمد و دارایی‌های ضامن را تأیید کنیم.

the company served as guarantor for the project.

شرکت به عنوان ضامن برای پروژه خدمت کرد.

insurance companies can act as guarantors in certain transactions.

شرکت‌های بیمه می‌توانند در معاملات خاص به عنوان ضامن عمل کنند.

a guarantor should understand all terms and conditions before signing.

ضامن باید قبل از امضا تمام شرایط و مقررات را درک کند.

the guarantor clause protects all parties involved.

ماده ضامن تمامی طرف‌های مرتبط را حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید