guesthouse

[ایالات متحده]/'ɡesthaʊs/
[بریتانیا]/'gɛst,haʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهمان‌خانه باکلاس، هتل.
Word Forms

جملات نمونه

a guesthouse on the grounds of the mansion.

یک مهمانسرا در محوطه خانه.

Applicable places : family, shop, supermarket, shopping plaza,hotel,dining room,boite,guesthouse,beauty parlor,feetcaring center,massage room, office and so on .

محل‌های کاربردی: خانواده، مغازه، سوپرمارکت، مجتمع خرید، هتل، اتاق غذاخوری، بار، مهمانسرا، آرایشگاه، مرکز مراقبت پا، اتاق ماساژ، دفتر و غیره.

We booked a room at the guesthouse for the weekend.

ما برای آخر هفته یک اتاق در مهمانسرا رزرو کردیم.

The guesthouse provides complimentary breakfast for all guests.

مهمانسرا صبحانه رایگان برای همه مهمانان ارائه می‌دهد.

Many travelers prefer staying in a guesthouse for a more authentic experience.

بسیاری از مسافران ترجیح می‌دهند برای تجربه‌ای اصیل‌تر در یک مهمانسرا اقامت کنند.

The guesthouse owner was very friendly and welcoming.

صاحب مهمانسرا بسیار دوستانه و خوشایند بود.

The guesthouse is located in a charming old town.

مهمانسرا در یک شهر قدیمی جذاب واقع شده است.

The guesthouse has a cozy atmosphere with comfortable furnishings.

مهمانسرا دارای فضایی دنج با مبلمان راحت است.

The guesthouse offers affordable accommodation options for budget travelers.

مهمانسرا گزینه‌های اقامتی مقرون به صرفه برای مسافران با بودجه محدود ارائه می‌دهد.

We had a lovely stay at the guesthouse and would highly recommend it.

ما در مهمانسرا اقامت خوبی داشتیم و به طور جدی آن را توصیه می‌کنیم.

The guesthouse is known for its excellent service and attention to detail.

مهمانسرا به خاطر خدمات عالی و توجه به جزئیات معروف است.

The guesthouse offers a variety of room types to cater to different preferences.

مهمانسرا انواع مختلف اتاق‌ها را برای پاسخگویی به ترجیحات مختلف ارائه می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

Zhu's idea was to convince her friends to work with her and open more guesthouses together.

ایده ژو این بود که دوستانش را متقاعد کند با او همکاری کنند و اقامتگاه‌های بیشتری را با هم باز کنند.

منبع: CGTN

I'm gonna use the one in the guesthouse.

من قصد دارم از آن‌هایی که در اقامتگاه است استفاده کنم.

منبع: Modern Family - Season 07

And then at night you would just stay in a guesthouse?

و بعد شب‌ها فقط در یک اقامتگاه می‌مانید؟

منبع: American English dialogue

On the way to city hall from the guesthouse, I spied few pedestrians.

در مسیر شهرداری از اقامتگاه، چند عابر پیاده دیدم.

منبع: The Guardian (Article Version)

It was now -8C, still not cold enough, the woman in my guesthouse complained.

حالا -8 درجه سانتیگراد بود، هنوز هم به اندازه کافی سرد نبود، زن در اقامتگاه من شکایت کرد.

منبع: The Guardian (Article Version)

At night we'd usually stay, yeah, we stayed in guesthouses, yeah.

شب‌ها معمولاً می‌ماندیم، بله، در اقامتگاه‌ها می‌ماندیم، بله.

منبع: American English dialogue

Her guesthouses' few rooms couldn't accommodate all the guests who wanted to stay.

اقامتگاه‌های او اتاق‌های کمی داشتند که نمی‌توانستند همه مهمانانی را که می‌خواستند بمانند، جای دهد.

منبع: CGTN

The authorities have been concerned that the former guesthouse would attract neo-Nazis worshippers of Hitler.

مقامات نگران بودند که اقامتگاه سابق، پیروان نئونازی و پرستندگان هیتلر را جذب کند.

منبع: BBC Listening Collection October 2016

Police in the Afghan capital Kabul say heavily-armed insurgents have stormed a guesthouse in a upmarket neighborhood of the city.

پلیس در کابل، پایتخت افغانستان، اعلام کرد که شورشیان مسلح به یک اقامتگاه در یک محله مرفه شهر حمله کرده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection May 2015

The bomber struck as Afghanistan's intelligence chief, Asadullah Khalid was meeting officials in a Kabul guesthouse.

بمبگذار در حالی که رئیس اطلاعات افغانستان، اسدالله خالد در حال ملاقات با مقامات در یک اقامتگاه در کابل بود، حمله کرد.

منبع: BBC Listening December 2012 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید