inhaled

[ایالات متحده]/ɪnˈheɪld/
[بریتانیا]/ɪnˈheɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی inhale

عبارات و ترکیب‌ها

inhaled smoke

دود استنشاقی

inhaled air

هوا استنشاقی

inhaled medication

داروی استنشاقی

inhaled vapors

بخار استنشاقی

inhaled chemicals

مواد شیمیایی استنشاقی

inhaled dust

گرد و غبار استنشاقی

inhaled particles

ذرات استنشاقی

inhaled allergens

آلرژن های استنشاقی

inhaled oxygen

اکسیژن استنشاقی

inhaled fumes

دوده‌های استنشاقی

جملات نمونه

she inhaled deeply before speaking.

او قبل از صحبت کردن عمیقاً نفس کشید.

he inhaled the fresh mountain air.

او هوای کوهستان تازه را به داخل کشید.

they inhaled the scent of blooming flowers.

آنها عطر گل‌های در حال شکوفا شدن را به داخل کشیدند.

the doctor advised him to avoid inhaled irritants.

پزشک به او توصیه کرد از محرک‌های استنشاقی اجتناب کند.

she inhaled the steam from the hot soup.

او بخار سوپ داغ را به داخل کشید.

he accidentally inhaled some dust while cleaning.

او به طور تصادفی در حین تمیز کردن مقداری گرد و غبار را به داخل کشید.

after the workout, she inhaled deeply to recover.

بعد از تمرین، او برای بهبودی عمیقاً نفس کشید.

they inhaled the aroma of freshly brewed coffee.

آنها عطر قهوه تازه دم شده را به داخل کشیدند.

he inhaled sharply when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، او به طور ناگهانی نفس کشید.

the child inhaled the smoke from the campfire.

کودک دود آتش‌سوزی را به داخل کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید