gummed

[ایالات متحده]/gʌmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوشش داده شده با چسب
adj. پوشش داده شده با چسب
Word Forms
قسمت سوم فعلgummed
زمان گذشتهgummed

عبارات و ترکیب‌ها

gummed paper

کاغذ چسب‌دار

gummed label

برچسب چسب‌دار

جملات نمونه

the receipts are gummed into a special book.

قبوض به یک کتاب ویژه چسبانده شده اند.

Have you gummed the labels?

آیا برچسب ها را چسبانده اید؟

His pocket was all gummed up with candy.

جیبش پر از آبنبات چسبناک بود.

Our holiday plans have been gummed up by bad weather.

برنامه تعطیلات ما به دلیل آب و هوای نامساعد مختل شده است.

open and close the valves to make sure they don't get gummed up.

برای اطمینان از اینکه مسدود نمی شوند، شیرها را باز و بسته کنید.

My fingers gummed together as the sticky candy melted in my hand.

انگشتانم به هم چسبیدند زیرا آب نبات چسبناک در دستم آب شد.

The committee was doing well until the chairman's independent action gummed up the work.

کمیته خوب پیش می رفت تا زمانی که اقدام مستقل رئیس آن کارها را مختل کرد.

All this dirt that has got into my watch has gummed up the watch.

تمام این غباری که وارد ساعت من شده است، ساعت را از کار انداخته است.

The building was going well, but the delay in delivering more bricks has really gummed up the works.

ساختمان خوب پیش می رفت، اما تأخیر در تحویل بیشتر آجرها واقعاً کارها را مختل کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید