gunner

[ایالات متحده]/'gʌnə/
[بریتانیا]/'ɡʌnɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیرانداز; شلیک‌کننده; توپچی; تیرانداز ماهر
Word Forms
جمعgunners

جملات نمونه

the gunner was mortally wounded.

تیرانداز به شدت مجروح شد.

a gunner aiming carefully.

یک تیرانداز که با دقت نشانه می گرفت.

The gunner’s aim was on target.

هدف تیرانداز روی هدف بود.

The gunners brought down three planes.

تیراندازان سه هواپیما را سرنگون کردند.

the gunners were nervous of hitting their own planes.

تیراندازان از برخورد به هواپیماهای خود نگران بودند.

enemy gunners sprayed the decks of the warships.

تفنگداران دشمن عرشه های ناو جنگی را مورد اصابت قرار دادند.

The machine gunner fired a quick burst.

تیرانداز مسلسل، یک رگه‌ی سریع شلیک کرد.

in his battle dispatch he described the gunner's bravery.

در گزارش جنگی خود، شجاعت تیرانداز را توصیف کرد.

the gunner injured his arm in the turret mechanism.

تیرانداز در مکانیسم برجک، دست خود را مجروح کرد.

The gunners took aim at the enemy spy plane and brought it down.

تیراندازان به هواپیمای جاسوسی دشمن نشانه گرفتند و آن را سرنگون کردند.

HH-53 gunner firing 7.62mm minigun and a pilot was now save to have a cigarette.

تیرانداز HH-53 مسلسل 7.62 میلی‌متری شلیک کرد و اکنون خلبان می‌تواند سیگار بکشد.

We need to watch out here.Some dangerous gunners are said to be around this area.

ما باید اینجا مراقب باشیم. گفته می شود که برخی از تیراندازان خطرناک در این منطقه هستند.

Feasibility of adding a CCD camera to the gunner′s periscopic sight is analyzed.The principle and scheme of adding the CCD camera are brought forward in this paper.

امکان‌پذیری افزودن یک دوربین CCD به نشانه‌گیر پروسکوبیک تفنگچی مورد تجزیس و تحلیل قرار گرفت. اصل و طرح افزودن دوربین CCD در این مقاله ارائه شده است.

Gunner is a player on kickoffs and punts who specializes in running down the field very quickly in an attempt to tackle the kick returner or the punt returner.

تیرانداز بازیکنی در ضربات آزاد و پنالتی است که در دویدن بسیار سریع در زمین برای متوقف کردن بازگرداننده ضربه یا بازگرداننده پنالتی تخصص دارد.

The Gunners striker lit the blue touchpaper ahead of Sunday's grudge match by claiming Arsene Wenger's expertise is more important than Roman Abramovich's cash.

مهاجم Gunners با ادعای اینکه تخصص آرسن ونگر مهمتر از پول رومان آبراهاموویچ است، قبل از بازی خصمانه یکشنبه آتی، چاشنی آبی را روشن کرد.

Luke Medlin, who was sweeping the alley for booby traps as Marine Gunner John Daly covered him from behind when the Taliban struck.

لوک مدلین که در حال پاک کردن کوچه برای تله انفجاری بود، در حالی که تفنگدار دریایی جان دالی از پشت سر او محافظت می کرد، زمانی که طالبان حمله کرد.

The front line belong to the men who worked there—rifle-men and machine gunners, mortarman, forward artillery observers, communications men, and medics.

خط مقدم متعلق به مردانی بود که آنجا کار می کردند - تفنگداران و تیراندازان مسلسل، خمپاره انداز، ناظران توپخانه جلو، افراد ارتباطات و امدادگران.

نمونه‌های واقعی

I'm the gunner. James is the loader, okay? We followed the specifications exactly.

من تفنگدارم. جیمز بارگذار است، باشه؟ ما دقیقاً طبق مشخصات پیش رفتیم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Oh drat! said the old gunner in his anger. That rascal must be covered with six-inch armor plate!

اوه، لعنتی! گفت تفنگدار پیر با خشمش. آن شرور باید با صفحات زرهی شش اینچی پوشیده شده باشد!

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

And he was the lead turret gunner in the lead Humvee.

و او تفنگدار توپ برجک پیشرو در هامر پیشرو بود.

منبع: Huberman Lab

I wouldn't try and steal opportunities from other people, 'cause I don't wanna be a gunner.

من سعی نمی کنم فرصت ها را از دیگران بدزدم، چون نمی خواهم تفنگدار باشم.

منبع: Medical knowledge in film and television dramas.

One of the gunners slid my automatic across the desk.

یکی از تفنگ دارها سلاح خودکار من را روی میز کشید.

منبع: Goodbye, My Love (Part 2)

You take your seat at the gunner’s station and strap in.

به جایگاه تفنگدار بروید و کمربند خود را ببندید.

منبع: World Atlas of Wonders

The German machine gunners shot the few  dogs that did run out at enemy lines.

تفنگداران آلمانی سگ هایی را که به خطوط دشمن فرار کردند، زدند.

منبع: Charming history

And a gunner's a person who tries to, put other people down, or get themselves ahead at all costs.

و یک تفنگدار کسی است که سعی می کند دیگران را پایین بیاورد یا به هر قیمتی جلو بزند.

منبع: Medical knowledge in film and television dramas.

It was intended to have a crew of 27 men: 1 commander, 2 drivers, 1 signaler, 1 artillery officer, 12 artillery men, 8 machine gunners, and 2 mechanics.

قرار بود خدمه ای از 27 مرد داشته باشد: 1 فرمانده، 2 راننده، 1 علامت دهنده، 1 افسر توپخانه، 12 سرباز توپخانه، 8 تفنگدار مسلسل و 2 مکانیک.

منبع: Realm of Legends

Calm of eye, cool of feature, an old gray-bearded gunner-I can see him to this day-approached the cannon, put it in position, and took aim for a good while.

چشمان آرام، چهره خونسرد، تفنگدار پیر با سبیل خاکستری - من هنوز می توانم او را در این روز ببینم - به توپ نزدیک شد، آن را در موقعیت قرار داد و برای مدتی طولانی نشانه گرفت.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید