gunshots

[ایالات متحده]/ˈɡʌnʃɒts/
[بریتانیا]/ˈɡʌnʃɑːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای شلیک تفنگ‌ها؛ دامنه یا فاصله شلیک تفنگ

عبارات و ترکیب‌ها

gunshots fired

گوشای گلوله

gunshots heard

شنیده شدن صدای گلوله

gunshots rang

صدای شلیک گلوله به گوش رسید

gunshots echo

پژواک صدای گلوله

gunshots reported

گزارش شلیک گلوله

gunshots nearby

گلوله در نزدیکی

gunshots detected

تشخیص شلیک گلوله

gunshots warning

هشدار شلیک گلوله

gunshots investigation

تحقیقات مربوط به شلیک گلوله

جملات نمونه

the sound of gunshots echoed through the streets.

صدای شلیک گلوله در خیابان‌ها طنین‌انداز بود.

she flinched at the sudden gunshots.

او با شنیدن صدای ناگهانی گلوله ها، ترسید.

the police responded quickly to the gunshots.

پلیس به سرعت به صدای شلیک گلوله پاسخ داد.

witnesses reported hearing multiple gunshots.

شهود گزارش دادند که صدای چندین گلوله را شنیده‌اند.

the movie was intense, filled with gunshots and action.

فیلم بسیار هیجان‌انگیز بود، مملو از شلیک گلوله و اکشن.

gunshots rang out in the distance, causing panic.

صدای شلیک گلوله از دور شنیده می‌شد و باعث وحشت عمومی شد.

he ducked for cover when he heard the gunshots.

وقتی صدای شلیک گلوله را شنید، برای محافظت از خود خم شد.

the investigation focused on the location of the gunshots.

تحقیقات بر روی محل شلیک گلوله متمرکز شد.

after the gunshots, the area was sealed off by the police.

پس از شلیک گلوله، پلیس منطقه را محاصره کرد.

survivors recounted the terrifying moments after the gunshots.

بازماندگان لحظات وحشتناک پس از شلیک گلوله را تعریف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید