shooting

[ایالات متحده]/ˈʃu:tɪŋ/
[بریتانیا]/'ʃutɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیراندازی؛ شکار؛ عکاسی
v. شلیک کردن
Word Forms
جمعshootings
صفت یا فعل حال استمراریshooting

عبارات و ترکیب‌ها

shooting range

محل تیراندازی

shooting competition

مسابقه تیراندازی

shooting practice

تمرین تیراندازی

shooting skills

مهارت‌های تیراندازی

shooting sports

ورزش‌های تیراندازی

trouble shooting

عیب‌یابی

shooting star

ستاره دنباله‌دار

shooting guard

مدافع شوت زن

shooting angle

زاویه تیراندازی

target shooting

تیراندازی هدف

shooting flow

جریان تیراندازی

shooting gallery

گالری تیراندازی

shooting distance

فاصله تیراندازی

shooting script

فیلم‌نامه فیلمبرداری

جملات نمونه

the shooting of the hunters

شکار حیوانات

the shooting of animals

شکار حیوانات

the shooting was a tragic accident.

تیراندازی یک حادثه غم انگیز بود.

The boy is shooting up.

پسرداروی تزریقی مصرف می‌کند.

They were shooting at a target.

آنها به سمت هدف تیراندازی می‌کردند.

He is shooting at the directorship.

او به سمت سمت مدیریت تیراندازی می‌کند.

They’re shooting grouse up on the moors.

آنها در حال شکار کبک در تپه‌ها هستند.

shooting was heard and there were fatalities.

صدای تیراندازی شنیده شد و تلفاتی وجود داشت.

I was shooting up cocaine.

من کوکائین تزریقی مصرف می‌کردم.

is shooting in Scotland during the fall.

در طول پاییز در اسکاتلند فیلمبرداری می‌شود.

Rice was shooting out into ears.

برنج از گوش بیرون می‌ریخت.

The plants are just shooting up.

گیاهان فقط در حال رشد هستند.

He’d been shooting heroin.

او هیرویین تزریقی مصرف کرده بود.

they come shooting at us from all angles.

آنها از همه زوایا به سمت ما تیراندازی می‌کنند.

on the shooting range he could not hit a barn door .

در محدوده شلیک نتوانست در تالار را هدف قرار دهد.

the unprovoked shooting of civilians by soldiers.

تیراندازی بی‌دلیل غیرنظامیان توسط سربازان.

the whole shooting match is being computerized.

کل مسابقه تیراندازی در حال خودکارسازی است.

نمونه‌های واقعی

But it's unclear why or what had precipitated the shooting.

اما مشخص نیست چرا یا چه چیزی باعث وقوع تیراندازی شده است.

منبع: NPR News September 2020 Compilation

She saddened by the continuing mass shootings.

او متاسف از تیراندازی دسته جمعی مداوم.

منبع: VOA Standard English_Americas

There's been a shooting. My wife shot...

تیراندازی رخ داده است. همسرم شلیک کرد...

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

There was no shooting in the end there.

در نهایت آنجا هیچ تیراندازی رخ نداد.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

I don't know what he was shooting.

نمی‌دانم او داشت چه شلیک می‌کند.

منبع: the chair

These days, it's the cameras doing the shooting here.

این روزها، دوربین‌ها اینجا شلیک می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Morning Show feels like you're shooting a film.

برنامه صبح احساس می‌کند انگار فیلمبرداری می‌کنید.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

And what police say was not an accidental shooting.

و آنچه پلیس می‌گوید یک تیراندازی تصادفی نبوده است.

منبع: BBC World Headlines

The United Arab Emirates has also condemned the shooting.

امارات متحده عربی نیز این تیراندازی را محکوم کرده است.

منبع: BBC Listening January 2023 Collection

These days, shooting the breeze actually has nothing to do with shooting guns.

این روزها، گپ زدن و خوش گذرانی واقعاً ربطی به شلیک اسلحه ندارد.

منبع: VOA One Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید