gurgling

[ایالات متحده]/'gə:gliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای هوا که از آب عبور می‌کند
v. تولید صدای حبابی یا غرغره‌ای
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریgurgling
جمعgurglings

جملات نمونه

water gurgling from a bottle.

صدای جلجلی آب از بطری

In summer you see verdured peaks rising one upon another and hear springs gurgling merrily.

در تابستان، شما قله‌های سرسبز را که یکی روی دیگری قرار دارند می‌بینید و صدای جوشانیدن شاداب چشمه‌ها را می‌شنوید.

The gurgling stream flowed through the forest.

جریان آب جلجلی از میان جنگل عبور کرد.

I could hear the gurgling sound of water boiling in the kettle.

من می‌توانستم صدای جلجلی آب در حال جوشیدن در کتری را بشنوم.

The baby's gurgling laughter filled the room with joy.

خنده جلجلی نوزاد اتاق را پر از شادی کرد.

The gurgling of the coffee machine signaled the start of the day.

صدای جلجلی دستگاه قهوه ساز شروع روز را نشان داد.

The gurgling of the drain indicated a blockage in the pipe.

صدای جلجلی فاضلاب نشان دهنده انسداد در لوله بود.

The gurgling brook provided a peaceful soundtrack to our picnic.

جریان آب جلجلی یک موسیقی پس زمینه آرامش بخش برای پیک نیک ما فراهم کرد.

The gurgling sound of the fountain added a soothing ambiance to the garden.

صدای جلجلی فواره فضایی آرامش بخش به باغ اضافه کرد.

The gurgling of the water feature created a serene atmosphere in the courtyard.

صدای جلجلی آب در حیاط فضایی آرام ایجاد کرد.

As I listened to the gurgling of the creek, I felt a sense of tranquility wash over me.

همانطور که به صدای جلجلی نهر گوش می‌دادم، احساس کردم آرامش بر من غلبه می‌کند.

The gurgling brook meandered through the meadow, reflecting the sunlight in its ripples.

جریان آب جلجلی در میان چمنزار پیچ و تاب می‌خورد و نور خورشید را در موج‌های خود منعکس می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید