gusts

[ایالات متحده]/ɡʌsts/
[بریتانیا]/ɡʌsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری از بادهای قوی؛ فوران‌های احساساتی مانند خشم یا خنده؛ انفجارهای احساسات؛ حملات یا اپیزودها

عبارات و ترکیب‌ها

strong gusts

وزش شدید

wind gusts

وزش باد

gusts ahead

وزش باد در پیش رو

unexpected gusts

وزش باد غیرمنتظره

gusts increase

افزایش وزش باد

fierce gusts

وزش باد شدید

gusts warning

هشدار وزش باد

gusts subsiding

کاهش وزش باد

gusts reported

گزارش وزش باد

gusts expected

پیش بینی وزش باد

جملات نمونه

the wind picked up, sending strong gusts through the trees.

باد شدید شد و زوزه‌های قوی را از میان درختان عبور داد.

she struggled to keep her hat on in the sudden gusts.

او برای نگه داشتن کلاهش در برابر زوزه‌های ناگهانی تلاش کرد.

gusts of wind can make sailing quite challenging.

زوزه‌های باد می‌توانند قایق‌رانی را بسیار چالش‌برانگیز کنند.

we heard the gusts howling outside our window.

ما صدای زوزه‌های باد را از بیرون پنجره‌مان شنیدیم.

the forecast predicts gusts of up to 50 miles per hour.

پیش‌بینی هواشناسی زوزه‌های تا سرعت 50 مایل در ساعت را نشان می‌دهد.

he felt the gusts against his face as he rode his bike.

او زوزه‌ها را در مقابل صورتش احساس کرد در حالی که دوچرخه‌اش را می‌چرخاند.

the trees swayed dangerously in the strong gusts.

درختان به دلیل زوزه‌های شدید به طور خطرناکی تاب می‌خوردند.

gusts can change direction suddenly, catching people off guard.

زوزه‌ها می‌توانند به طور ناگهانی جهت خود را تغییر دهند و افراد را غافلگیر کنند.

during the storm, gusts rattled the windows all night.

در طول طوفان، زوزه‌ها تمام شب پنجره‌ها را به لرزه در می‌آوردند.

she loved to watch the leaves dance in the gusts.

او عاشق تماشای رقص برگ‌ها در زوزه‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید