guzzle down
نوشیدن با حرص
guzzle beer
نوشیدن آبجو با حرص
guzzle water
نوشیدن آب با حرص
a car that guzzles gas.
یک خودرو که بنزین زیادی مصرف میکند.
he would guzzle his ale.
او نوشیدنی خود را با ولع مینوشید.
this car guzzles petrol.
این خودرو بنزین زیادی مصرف میکند.
Pigs guzzle their food.
خوکها غذای خود را با ولع میخورند.
THSR: gulp, bolt, cram, englut, guzzle, ingurgitate
THSR: gulp, bolt, cram, englut, guzzle, ingurgitate
guzzle down
نوشیدن با حرص
guzzle beer
نوشیدن آبجو با حرص
guzzle water
نوشیدن آب با حرص
a car that guzzles gas.
یک خودرو که بنزین زیادی مصرف میکند.
he would guzzle his ale.
او نوشیدنی خود را با ولع مینوشید.
this car guzzles petrol.
این خودرو بنزین زیادی مصرف میکند.
Pigs guzzle their food.
خوکها غذای خود را با ولع میخورند.
THSR: gulp, bolt, cram, englut, guzzle, ingurgitate
THSR: gulp, bolt, cram, englut, guzzle, ingurgitate
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید