haggle

[ایالات متحده]/ˈhæɡl/
[بریتانیا]/ˈhæɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چانه‌زنی بر سر قیمت‌ها؛ بحث کردن
vt. به‌طور خشن بریدن یا قطع کردن
vi. بحث کردن؛ به‌طور خشن بریدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhaggling
شکل سوم شخص مفردhaggles
زمان گذشتهhaggled
قسمت سوم فعلhaggled
جمعhaggles

جملات نمونه

We never haggle about principles.

ما هرگز در مورد اصول بحث نمی‌کنیم.

We never haggle about principle.

ما هرگز در مورد اصل بحث نمی‌کنیم.

The farmer haggled over the price of the cattle.

کشاورز در مورد قیمت دام چانه زنی کرد.

An army of buyers haggles furiously with an army of salesmen.

ارتشی از خریداران به شدت با ارتشی از فروشندگان چانه زنی می کنند.

In many countries you have to haggle before you buy anything.

در بسیاری از کشورها باید قبل از خرید هر چیزی چانه زنی کنید.

After they had haggled for some time, the two men decided to close the bargain.

پس از اینکه مدتی چانه زنی کردند، دو مرد تصمیم گرفتند معامله را تمام کنند.

If because of moneyless you have to haggle over every ounce for every little thing all days , how could you be a happy person ?

اگر به دلیل نداشتن پول مجبورید هر روز برای هر چیز کوچکی چانه زنی کنید، چطور می توانید یک فرد شاد باشید؟

Any virtuous person is willing to cheer his friends on their spreading its wings for dreams,how could i haggle over every ounce upon such chickenshit lost?

هر فرد با فضیلتی مایل است دوستان خود را در حال گسترش بال هایشان برای تحقق بخشیدن به رویاها تشویق کند، چگونه می توانم در مورد هر ذره از چنین موضوع بی اهمیت و از دست رفته ای چانه زنی کنم؟

نمونه‌های واقعی

They haggled pointlessly over liability should vaccines cause harm.

آنها بی‌هدف بر سر مسئولیت در صورت آسیب‌رسانی واکسن‌ها بحث و چانه‌زنی کردند.

منبع: The Economist (Summary)

This is why you brought me. I know how to haggle.

به همین دلیل شما من را آوردید. من می‌دانم چگونه چانه بزنیم.

منبع: Friends Season 6

Right? Cause in the U.S. you can't haggle at a store.

درست است؟ چون در ایالات متحده نمی‌توانید در یک مغازه چانه بزنید.

منبع: American English dialogue

" The goat is Lord of Harrenhal, and the Lord of Harrenhal does not haggle" .

"- بز، ارباب هارنال است و ارباب هارنال چانه نمی‌زند."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

We cannot afford to tolerate people suffering in that way while politicians haggle in a nice hotel.”

ما نمی‌توانیم تحمل کنیم که مردم به این شکل رنج بکشند در حالی که سیاستمداران در یک هتل خوب چانه بزنند.

منبع: NPR News January 2014 Compilation

Haggling at a market or over the price of a car.

چانه زدن در یک بازار یا بر سر قیمت یک ماشین.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

Now, haggling happens a lot more in some cultures than in others.

اکنون، چانه زدن در برخی از فرهنگ‌ها بسیار بیشتر از سایرین اتفاق می‌افتد.

منبع: How to have a conversation in English

Yeah, exactly. And I like doing that when I'm travelling ... haggling.

بله، دقیقاً. و من دوست دارم آن را انجام دهم وقتی سفر می‌کنم ... چانه زدن.

منبع: American English dialogue

Do you agree? - I don't suppose you'd care to haggle.

آیا با این موافقید؟ - حدس نمی‌زنم شما مایل باشید چانه بزنید.

منبع: Lost Girl Season 4

You know how you have to haggle to get the price lower.

می‌دانید که برای کاهش قیمت باید چانه بزنید.

منبع: American English dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید