hairlike

[ایالات متحده]/ˈhɛəlaɪk/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌlaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه مو; نازک و کشیده; مشابه مو; بسیار ریز

عبارات و ترکیب‌ها

hairlike structures

ساختارهای شبیه به مو

hairlike fibers

الیاف شبیه به مو

hairlike projections

برجستگی‌های شبیه به مو

hairlike appendages

ضمائم شبیه به مو

hairlike cells

سلول‌های شبیه به مو

hairlike growths

رشد‌های شبیه به مو

hairlike patterns

الگوهای شبیه به مو

hairlike extensions

گسترش‌های شبیه به مو

hairlike threads

نخ‌های شبیه به مو

جملات نمونه

the spider has hairlike structures on its legs.

عنکبوتها ساختارهای شبیه به مو روی پا دارند.

some plants have hairlike roots that help absorb water.

برخی از گیاهان ریشه های شبیه به مو دارند که به جذب آب کمک می کنند.

hairlike fibers can be found in many textiles.

الیاف شبیه به مو را می توان در بسیاری از منسوجات یافت.

the scientist studied hairlike projections on the cells.

دانشمند زائده های شبیه به مو را بر روی سلول ها مطالعه کرد.

hairlike filaments are essential for the movement of certain organisms.

سوزن های شبیه به مو برای حرکت برخی از موجودات ضروری هستند.

these hairlike structures can trap dust and pollen.

این ساختارهای شبیه به مو می توانند گرد و غبار و گرده را به دام بیاندازند.

some animals use hairlike appendages for sensing their environment.

برخی از حیوانات از زائده های شبیه به مو برای حس محیط اطراف خود استفاده می کنند.

the hairlike projections on the surface increase friction.

زائده های شبیه به مو روی سطح اصطکاک را افزایش می دهند.

hairlike structures can be observed under a microscope.

ساختارهای شبیه به مو را می توان با استفاده از میکروسکوپ مشاهده کرد.

some bacteria have hairlike appendages called pili.

برخی از باکتری ها دارای زائده های شبیه به مو به نام pili هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید