| جمع | hairpieces |
hairpiece style
سبک آرایش مو
hairpiece options
گزینههای آرایش مو
hairpiece trends
روندهای آرایش مو
hairpiece color
رنگ آرایش مو
hairpiece care
مراقبت از آرایش مو
hairpiece fitting
اندازهگیری آرایش مو
hairpiece accessories
لوازم جانبی آرایش مو
hairpiece quality
کیفیت آرایش مو
hairpiece maintenance
نگهداری از آرایش مو
hairpiece design
طراحی آرایش مو
she wore a beautiful hairpiece for the wedding.
او یک قطعه موی زیبا برای عروسی پوشید.
his hairpiece looked so realistic that no one noticed.
قطعه موی او آنقدر واقعی به نظر می رسید که کسی متوجه نشد.
she decided to buy a hairpiece to change her look.
او تصمیم گرفت قطعه مویی بخرد تا ظاهرش را تغییر دهد.
the hairpiece added volume to her thin hair.
قطعه مو حجم را به موی نازک او اضافه کرد.
he carefully styled his hairpiece before the event.
او قبل از رویداد، قطعه موی خود را با دقت مرتب کرد.
many celebrities use hairpieces for a glamorous appearance.
بسیاری از مشاهیر از قطعات مو برای داشتن ظاهری جذاب استفاده می کنند.
she felt more confident wearing her hairpiece.
او در حالی که قطعه موی خود را می پوشید، اعتماد به نفس بیشتری داشت.
choosing the right hairpiece can be challenging.
انتخاب قطعه موی مناسب می تواند چالش برانگیز باشد.
the hairpiece was a perfect match for her natural color.
قطعه مو با رنگ طبیعی او مطابقت کامل داشت.
he was complimented on his stylish hairpiece.
او به خاطر قطعه موی شیکش مورد تحسین قرار گرفت.
hairpiece style
سبک آرایش مو
hairpiece options
گزینههای آرایش مو
hairpiece trends
روندهای آرایش مو
hairpiece color
رنگ آرایش مو
hairpiece care
مراقبت از آرایش مو
hairpiece fitting
اندازهگیری آرایش مو
hairpiece accessories
لوازم جانبی آرایش مو
hairpiece quality
کیفیت آرایش مو
hairpiece maintenance
نگهداری از آرایش مو
hairpiece design
طراحی آرایش مو
she wore a beautiful hairpiece for the wedding.
او یک قطعه موی زیبا برای عروسی پوشید.
his hairpiece looked so realistic that no one noticed.
قطعه موی او آنقدر واقعی به نظر می رسید که کسی متوجه نشد.
she decided to buy a hairpiece to change her look.
او تصمیم گرفت قطعه مویی بخرد تا ظاهرش را تغییر دهد.
the hairpiece added volume to her thin hair.
قطعه مو حجم را به موی نازک او اضافه کرد.
he carefully styled his hairpiece before the event.
او قبل از رویداد، قطعه موی خود را با دقت مرتب کرد.
many celebrities use hairpieces for a glamorous appearance.
بسیاری از مشاهیر از قطعات مو برای داشتن ظاهری جذاب استفاده می کنند.
she felt more confident wearing her hairpiece.
او در حالی که قطعه موی خود را می پوشید، اعتماد به نفس بیشتری داشت.
choosing the right hairpiece can be challenging.
انتخاب قطعه موی مناسب می تواند چالش برانگیز باشد.
the hairpiece was a perfect match for her natural color.
قطعه مو با رنگ طبیعی او مطابقت کامل داشت.
he was complimented on his stylish hairpiece.
او به خاطر قطعه موی شیکش مورد تحسین قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید