hairstyles

[ایالات متحده]/ˈhɛəstaɪlz/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌstaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش‌های مختلفی که مو می‌تواند برش، مرتب یا حالت داده شود

عبارات و ترکیب‌ها

popular hairstyles

مد روز

new hairstyles

جدید

trendy hairstyles

محبوب

classic hairstyles

کلاسیک

easy hairstyles

آسان

elegant hairstyles

شیک

cute hairstyles

دوست داشتنی

long hairstyles

بلند

short hairstyles

کوتاه

braided hairstyles

بافت

جملات نمونه

there are many different hairstyles to choose from.

انتخاب‌های زیادی برای مدل مو وجود دارد.

she changes her hairstyles frequently.

او اغلب مدل موهایش را تغییر می‌دهد.

hairstyles can reflect a person's personality.

مدل موها می‌توانند نشان‌دهنده شخصیت یک فرد باشند.

stylists are skilled in creating unique hairstyles.

آرایشگران در ایجاد مدل موهای منحصر به فرد مهارت دارند.

hairstyles for special occasions often require more effort.

مدل مو برای مناسبت‌های خاص اغلب به تلاش بیشتری نیاز دارد.

many celebrities are known for their iconic hairstyles.

بسیاری از مشاهیر به خاطر مدل موهای نمادین خود شناخته می‌شوند.

she spent hours looking for the perfect hairstyles online.

او ساعت‌ها به دنبال مدل موهای مناسب در اینترنت گشت.

hairstyles can be inspired by fashion trends.

مدل موها می‌توانند از روند مد الهام بگیرند.

he decided to experiment with different hairstyles.

او تصمیم گرفت با مدل‌های موی مختلف آزمایش کند.

hairstyles vary greatly across different cultures.

مدل موها در فرهنگ‌های مختلف بسیار متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید