salon

[ایالات متحده]/ˈsælɒn/
[بریتانیا]/səˈlɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (تأسیسات تجاری) فروشگاه، سالن، حیاط؛ سالن (مکانی برای تجمع زنان جامعهٔ اشرافی در گذشته)
Word Forms
جمعsalons

عبارات و ترکیب‌ها

beauty salon

سالن زیبایی

hair salon

آرایشگاه

hairdressing salon

آرایشگاه

جملات نمونه

The hotel also offers recreational sevice such as the shopping center, the commerical center, KTV, salon, gym ,cardroom and etc.

هتل همچنین خدمات تفریحی مانند مرکز خرید، مرکز تجاری، KTV، سالن، باشگاه، کارت‌ルーム و غیره ارائه می‌دهد.

She booked an appointment at the salon for a haircut.

او یک قرار ملاقات در سالن زیبایی برای کوتاه کردن مو گرفت.

The salon offers a variety of beauty services such as manicures and facials.

سالن زیبایی خدمات زیبایی متنوعی مانند مانیکور و فشیال ارائه می دهد.

He enjoys spending time at the salon getting pampered.

او از گذراندن وقت در سالن زیبایی و لذت بردن از خدمات مراقبتی لذت می برد.

The salon was bustling with clients getting ready for a special event.

سالن زیبایی مملو از مشتریانی بود که برای یک رویداد ویژه آماده می شدند.

She decided to change her hairstyle and went to the salon for a new look.

او تصمیم گرفت مدل موهایش را تغییر دهد و برای یک ظاهر جدید به سالن زیبایی رفت.

The salon uses high-quality products for all their treatments.

سالن زیبایی از محصولات با کیفیت بالا برای تمام خدمات خود استفاده می کند.

Many people visit the salon to relax and unwind after a busy day.

بسیاری از مردم برای استراحت و آرامش بعد از یک روز پرمشغله به سالن زیبایی سر می زنند.

The salon provides professional hair coloring services for customers.

سالن زیبایی خدمات رنگ موی حرفه ای برای مشتریان ارائه می دهد.

She enjoys the atmosphere at the salon as it is calming and peaceful.

او از فضای سالن زیبایی لذت می برد زیرا آرام و دلپذیر است.

The salon is known for its skilled stylists who can create trendy hairstyles.

سالن زیبایی به خاطر استایلیست های ماهرش که می توانند مدل موهای مد روز ایجاد کنند، شناخته شده است.

نمونه‌های واقعی

Maybe you can recommend a good salon for me.

شاید بتوانید یک آرایشگاه خوب به من پیشنهاد دهید.

منبع: Out of Control Season 3

His sister Ida owns a nail salon in Bushwick.

خواهرش ایدا یک آرایشگاه ناخن در بوشویک دارد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

This looks like it used to be a beauty salon.

به نظر می‌رسد که قبلاً یک آرایشگاه زیبایی بوده است.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

I was hoping we could go to my hair salon.

امیدوار بودم بتوانیم به آرایشگاه من برویم.

منبع: Modern Family - Season 03

That's my old hair salon where I used to work.

این آرایشگاه قدیمی من است که من قبلاً آنجا کار می‌کردم.

منبع: Modern Family - Season 05

Oh, I have these little salons for myself all the time.

اوه، من همیشه این آرایشگاه‌های کوچک را برای خودم دارم.

منبع: Lost Girl Season 2

But a friend just recommended a hair salon on 17th Street.

اما یک دوست اخیراً یک آرایشگاه در خیابان 17ام به من پیشنهاد داد.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

The industry body said Kabul alone has more than 3,000 salons.

این سازمان صنعتی گفت که تنها کابل بیش از 3000 آرایشگاه دارد.

منبع: BBC Listening Collection July 2023

If only Gertrude Stein had one of these in her Paris salon.

ای کاش ژرترود اشتاین یکی از اینها را در آرایشگاه پاریس خود داشت.

منبع: Our Day This Season 1

The scholars of the Song dynasty liked gathering and holding cultural salons.

دانشمندان سلسله سونگ دوست داشتند گردهم آیند و سالن‌های فرهنگی برگزار کنند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading June 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید