half-sibling

[ایالات متحده]/[hɑːf ˈsɪblɪŋ]/
[بریتانیا]/[hæf ˈsɪblɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با شخص دیگر یک والد مشترک دارد اما هر دو والد را ندارد؛ خویشاکی که خویشاکی کامل نیست.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

half-sibling relationship

روابط خاله یا عمو

half-sibling bond

پیوند خاله یا عمو

my half-sibling

خاله یا عمو من

half-sibling family

خانواده خاله یا عمو

became half-siblings

خاله یا عمو شدند

half-sibling's child

فرزند خاله یا عمو

half-sibling status

وضعیت خاله یا عمو

half-sibling reunion

جمعیت خاله یا عمو

half-siblings met

خاله یا عمو با هم دیدار کردند

half-sibling support

حمایت خاله یا عمو

جملات نمونه

she discovered she was his half-sibling through a dna test.

او از طریق یک آزمایش DNA کشف کرد که او نیمه خویا مادرش است.

their shared father made them half-siblings, though their mothers were different.

پدر مشترک آنها باعث شد که نیمه خویا شوند، هرچند مادران آنها متفاوت بود.

he felt a strong connection with his half-sibling after years of separation.

پس از سال‌ها از جدا شدن، او احساس ارتباط قوی با نیمه خویای خود را داشت.

the half-sibling relationship can be complex, especially with blended families.

روابط نیمه خویا می‌تواند پیچیده باشد، به ویژه در خانواده‌های ترکیبی.

they inherited property from their father, as half-siblings.

به عنوان نیمه خویا، آنها اموالی را از پدر خود به ارث برند.

despite being half-siblings, they remained close and supportive of each other.

هر چند نیمه خویا بودند، آنها با یکدیگر نزدیک و حمایتگر ماندند.

the family reunion brought the half-siblings together for the first time.

جمع‌آوری خانواده نیمه خویا را برای اولین بار با هم جمع کرد.

he considered his half-sibling a close friend, despite their different last names.

او نیمه خویای خود را یک دوست نزدیک می‌دانست، هر چند نام خانوادگی‌های آنها متفاوت بود.

the half-siblings often argued about family traditions and expectations.

نیمه خویا اغلب درباره سنت‌های خانوادگی و انتظارات می‌کردند.

being half-siblings didn't diminish their love for their mother.

بودن نیمه خویا عشق آنها به مادرشان را کم نکرد.

the half-sibling's wedding was a joyous occasion for the entire family.

این ازدواج نیمه خویا یک رویداد شاد برای تمام خانواده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید