| جمع | handymen |
I hired a handyman to fix the leaky faucet.
من یک دستیار تعمیرات استخدام کردم تا شیر آب نشتی را تعمیر کند.
The handyman arrived promptly to repair the broken window.
دستیار تعمیرات به سرعت برای تعمیر شیشه شکسته رسید.
He is a skilled handyman who can fix anything around the house.
او یک دستیار تعمیرات ماهر است که می تواند هر چیزی را در خانه تعمیر کند.
The handyman painted the walls with precision and care.
دستیار تعمیرات دیوارها را با دقت و مراقبت رنگ کرد.
She called a handyman to assemble the new furniture.
او با یک دستیار تعمیرات تماس گرفت تا مبلمان جدید را مونتاژ کند.
The handyman is known for his reliability and efficiency.
دستیار تعمیرات به دلیل قابلیت اطمینان و کارایی خود شناخته شده است.
He learned how to be a handyman by watching online tutorials.
او یاد گرفت که چگونه دستیار تعمیرات باشد با تماشای آموزش های آنلاین.
The handyman carries a toolbox with all the necessary tools.
دستیار تعمیرات یک جعبه ابزار با تمام ابزارهای لازم همراه دارد.
She recommended the handyman to her friends for home repairs.
او دستیار تعمیرات را به دلیل تعمیرات خانگی به دوستانش توصیه کرد.
The handyman is skilled in plumbing, electrical work, and carpentry.
دستیار تعمیرات در لوله کشی، برقکاری و نجاری مهارت دارد.
I was hoping I could help you. I'm a handyman.
من امیدوار بودم بتوانم به شما کمک کنم. من یک دستیار فنی هستم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5Mona Lisa, ding, ding, an Italian handyman stolen from the French Museum in 1911.
مونالیزا، دینگ دینگ، یک دستیار فنی ایتالیایی که از موزه لوور فرانسه در سال 1911 به سرقت رفت.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthWell, you're welcome to choose the doctors, pick the handymen, make plans with friends, cancel plans with friends.
خب، شما حق دارید پزشکان را انتخاب کنید، دستیاران فنی را انتخاب کنید، با دوستان برنامه ریزی کنید، برنامه ها با دوستان را لغو کنید.
منبع: Modern Family - Season 10Can we please not argue in front of the handyman?
آیا می توانیم لطفاً در حضور دستیار فنی بحث نکنیم؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5I'm saying that your painting is not good, so it should have been handsome handyman who painted it. Okay?
من می گویم نقاشی شما خوب نیست، بنابراین باید یک دستیار فنی جذاب آن را نقاشی می کرد. باشه؟
منبع: Engvid Super Teacher SelectionSorry. Just had the handyman in here but he's finished.
متاسفم. همین الان یک دستیار فنی اینجا داشتیم اما کارش تمام شده است.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5Anyway, are you going to get a handyman to install this stuff?
به هر حال، آیا می خواهید یک دستیار فنی استخدام کنید تا اینها را نصب کند؟
منبع: Friends Season 9Such things provide an excellent outlet for pent up creative energy, but unfortunately not all of us are born handymen.
چنین چیزها یک خروجی عالی برای تخلیه انرژی خلاقانه فراهم می کند، اما متاسفانه همه ما به عنوان دستیار فنی متولد نمی شوند.
منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)He hired St. Martin — technically as a handyman, but really as a guinea pig.
او سنت مارتین را استخدام کرد - از نظر فنی به عنوان یک دستیار فنی، اما در واقع به عنوان یک آزمایشگاهی.
منبع: Crash Course Anatomy and PhysiologyErjiu is now a full-time carer for his mother and a handyman in the village.
ارژیو اکنون یک مراقب تمام وقت مادرش و یک دستیار فنی در روستا است.
منبع: Selected English short passagesI hired a handyman to fix the leaky faucet.
من یک دستیار تعمیرات استخدام کردم تا شیر آب نشتی را تعمیر کند.
The handyman arrived promptly to repair the broken window.
دستیار تعمیرات به سرعت برای تعمیر شیشه شکسته رسید.
He is a skilled handyman who can fix anything around the house.
او یک دستیار تعمیرات ماهر است که می تواند هر چیزی را در خانه تعمیر کند.
The handyman painted the walls with precision and care.
دستیار تعمیرات دیوارها را با دقت و مراقبت رنگ کرد.
She called a handyman to assemble the new furniture.
او با یک دستیار تعمیرات تماس گرفت تا مبلمان جدید را مونتاژ کند.
The handyman is known for his reliability and efficiency.
دستیار تعمیرات به دلیل قابلیت اطمینان و کارایی خود شناخته شده است.
He learned how to be a handyman by watching online tutorials.
او یاد گرفت که چگونه دستیار تعمیرات باشد با تماشای آموزش های آنلاین.
The handyman carries a toolbox with all the necessary tools.
دستیار تعمیرات یک جعبه ابزار با تمام ابزارهای لازم همراه دارد.
She recommended the handyman to her friends for home repairs.
او دستیار تعمیرات را به دلیل تعمیرات خانگی به دوستانش توصیه کرد.
The handyman is skilled in plumbing, electrical work, and carpentry.
دستیار تعمیرات در لوله کشی، برقکاری و نجاری مهارت دارد.
I was hoping I could help you. I'm a handyman.
من امیدوار بودم بتوانم به شما کمک کنم. من یک دستیار فنی هستم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5Mona Lisa, ding, ding, an Italian handyman stolen from the French Museum in 1911.
مونالیزا، دینگ دینگ، یک دستیار فنی ایتالیایی که از موزه لوور فرانسه در سال 1911 به سرقت رفت.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthWell, you're welcome to choose the doctors, pick the handymen, make plans with friends, cancel plans with friends.
خب، شما حق دارید پزشکان را انتخاب کنید، دستیاران فنی را انتخاب کنید، با دوستان برنامه ریزی کنید، برنامه ها با دوستان را لغو کنید.
منبع: Modern Family - Season 10Can we please not argue in front of the handyman?
آیا می توانیم لطفاً در حضور دستیار فنی بحث نکنیم؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5I'm saying that your painting is not good, so it should have been handsome handyman who painted it. Okay?
من می گویم نقاشی شما خوب نیست، بنابراین باید یک دستیار فنی جذاب آن را نقاشی می کرد. باشه؟
منبع: Engvid Super Teacher SelectionSorry. Just had the handyman in here but he's finished.
متاسفم. همین الان یک دستیار فنی اینجا داشتیم اما کارش تمام شده است.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5Anyway, are you going to get a handyman to install this stuff?
به هر حال، آیا می خواهید یک دستیار فنی استخدام کنید تا اینها را نصب کند؟
منبع: Friends Season 9Such things provide an excellent outlet for pent up creative energy, but unfortunately not all of us are born handymen.
چنین چیزها یک خروجی عالی برای تخلیه انرژی خلاقانه فراهم می کند، اما متاسفانه همه ما به عنوان دستیار فنی متولد نمی شوند.
منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)He hired St. Martin — technically as a handyman, but really as a guinea pig.
او سنت مارتین را استخدام کرد - از نظر فنی به عنوان یک دستیار فنی، اما در واقع به عنوان یک آزمایشگاهی.
منبع: Crash Course Anatomy and PhysiologyErjiu is now a full-time carer for his mother and a handyman in the village.
ارژیو اکنون یک مراقب تمام وقت مادرش و یک دستیار فنی در روستا است.
منبع: Selected English short passagesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید