hangar

[ایالات متحده]/'hæŋə/
[بریتانیا]/'hæŋɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انبار هواپیما؛ سایه هواپیما
Word Forms
جمعhangars

عبارات و ترکیب‌ها

aircraft hangar

آشیانه هواپیما

storage hangar

آشیانه انبار

hangar door

درگاه آشیانه

large hangar

آشیانه بزرگ

airport hangar

آشیانه فرودگاه

جملات نمونه

The plane nosed into the hangar.

هواپیما به سمت انبار سرکج شد.

Docking in a Carrier or Rorqual ship while having multiple corp hangar windows open should no longer throw exceptions.

لنگر انداختن در یک کشتی حامل یا رورکال در حالی که پنجره های انبار کشتی باز هستند نباید باعث ایجاد استثنا شود.

Through an entire shipful of combat droids? Not likely. "The hangar deck's right below—well, beside us, now. It's our best chance."

با وجود کل کشتی پر از درویدهای جنگی؟ بعید است. "عرشه انبار درست در زیر - خب، کنار ما، حالا. این بهترین شانس ماست."

A modification of the ship's hyperdrive that increased its performance to class two allowed for more frequent victualing stops, and some of that cargo space was converted for hangar use.

تغییری در هایپردرائیو کشتی که باعث افزایش عملکرد آن به کلاس دو شد، امکان توقف‌های مکرر برای تهیه آذوقه را فراهم کرد و بخشی از فضای بار برای استفاده از انبار تبدیل شد.

The airplane was parked in the hangar for maintenance.

هواپیما برای تعمیرات در انبار پارک شده بود.

The hangar was filled with military aircraft.

انبار مملو از هواپیماهای نظامی بود.

The hangar doors opened slowly to reveal the aircraft inside.

درهای انبار به آرامی باز شدند تا هواپیماهای داخل را نشان دهند.

The hangar is equipped with advanced security systems.

انبار مجهز به سیستم‌های امنیتی پیشرفته است.

The helicopter landed smoothly in the hangar.

هلیکوپتر به راحتی در انبار فرود آمد.

The hangar provides shelter for the aircraft during bad weather.

انبار در هوای بد، سرپناهی برای هواپیما فراهم می‌کند.

The hangar is located next to the runway for easy access.

انبار در مجاورت باند فرودگاه برای دسترسی آسان قرار دارد.

The hangar can accommodate multiple aircraft at once.

انبار می‌تواند چندین هواپیما را به طور همزمان در خود جای دهد.

The hangar was bustling with activity as technicians worked on the aircraft.

انبار مملو از فعالیت بود زیرا تکنسین‌ها روی هواپیما کار می‌کردند.

The hangar is well-lit to facilitate maintenance work on the aircraft.

انبار به خوبی روشن است تا انجام کار تعمیر و نگهداری هواپیما را تسهیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید