shed

[ایالات متحده]/ʃed/
[بریتانیا]/ʃed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختمان کوچک و ساده، معمولاً ساخته شده از چوب، که برای ذخیره‌سازی چیزها استفاده می‌شود
vt. اجازه دادن به چیزی برای جاری شدن، اجازه دادن به چیزی برای افتادن، مانند پوست یا برگ‌ها.
Word Forms
زمان گذشتهshed
صفت یا فعل حال استمراریshedding
جمعsheds
قسمت سوم فعلshed
شکل سوم شخص مفردsheds

عبارات و ترکیب‌ها

shed skin

پوست ریخته

garden shed

سرویس انبار در باغ

shed tears

گریستن

tool shed

سرویس انبار ابزار

shed light on

نور افکندن بر

shed crocodile tears

گریه تمساح

جملات نمونه

the shed at the bottom of the garden.

سرویسگاه در پایین باغ.

shed warmth and light

گرمایی و نوری ساطع کرد.

shed blood like water

خون را مانند آب ریخت.

A duck's back sheds water.

پشت اردک آب را دفع می کند.

The shed is neatly screened by a hedge.

سرویس به طور مرتب توسط یک بوته محافظت می شود.

a shed is required for the three shunt engines.

برای سه موتور شانت به یک انبار نیاز است.

the full moon shed a watery light on the scene.

ماه کامل نوری آبکی بر صحنه ساطع کرد.

a lorry shed its load of steel bars.

کامیونی بار فولاد خود را رها کرد.

The shed will store 30 tons of coal.

این انبار 30 تن زغال ذخیره خواهد کرد.

This book sheds new light on the role of the CIA.

این کتاب نور جدیدی بر نقش سیا می‌تاباند.

A duck's feathers shed water.

پرهای اردک آب را دفع می‌کنند.

Deer shed their antlers each year.

گوزن‌ها شاخص‌های خود را هر سال می‌ریزند.

building a shed of metal fab.

ساخت یک انبار از ورق های فلزی.

dad demolished an old shed in back of his barn.

پدر یک انبار قدیمی در پشت دامداری‌اش تخریب کرد.

the cells are shed over a cycle of twenty-eight days.

سلول‌ها در یک چرخه بیست و هشت روزه دفع می‌شوند.

both varieties shed leaves in winter.

هر دو نوع در زمستان برگ‌ها را می‌ریزند.

many firms use relocation as an opportunity to shed jobs.

بسیاری از شرکت ها از نقل مکان به عنوان فرصتی برای کاهش مشاغل استفاده می کنند.

نمونه‌های واقعی

Number 62 is to shed light on something, to shed light on something.

عدد ۶۲ برای روشن کردن موضوعی، برای روشن کردن موضوعی است.

منبع: English With Lucy Selection (British Pronunciation)

Shed a little light on the matter.

کمی نور به موضوع بتابانید.

منبع: How I Met Your Mother: The Romantic History of My Parents (Season 6)

We call those teeth " shed teeth" , meaning they're shed during the feeding process.

ما آن دندان‌ها را "دندان‌های ریخته شده" می‌نامیم، به این معنی که در طول فرآیند تغذیه ریخته می‌شوند.

منبع: Jurassic Fight Club

Now, I say we shed these-these coats...

حالا، من می‌گویم ما اینها را - اینها را دور بریزیم...

منبع: Friends Season 4

The beggar sheltered himself from the rain in a shed.

گدا برای محافظت از خود در برابر باران در یک انبار پناه گرفت.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

Instead, old scales are shed and replaced from below by new ones.

در عوض، فلس‌های قدیمی ریخته می‌شوند و از زیر به جای آن‌ها فلس‌های جدید می‌آیند.

منبع: Intensive reading

Yes, that's me. Come on, let's get you outta that shed.

بله، منم. بیا، بیایمت از اون انبار بیرون.

منبع: The Secret Life of Pets

Do this so that innocent blood will not be shed in your land, which the Lord your God is giving you as your inheritance, and so that you will not be guilty of bloodshed.

این کار را انجام دهید تا خون بی‌گناه در سرزمین شما ریخته نشود، سرزمینی که خداوند شما به عنوان ارثیه به شما می‌دهد، و از گناه قتل نیز گناهکار نشوید.

منبع: 05 Deuteronomy Musical Bible Theater Version - NIV

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید