hangwoman

[ایالات متحده]/[ˈhæŋwʊmən]/
[بریتانیا]/[ˈhæŋwʊmən]/

ترجمه

n. زنی که مردم را می‌کشد، به ویژه به عنوان یک روش اعدام؛ (تاریخی) زنی که به یک نماینده اعدام کمک می‌کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

the hangwoman

کشتن‌کن

hangwoman's duty

وظیفه کشتن‌کن

hangwoman arrived

کشتن‌کن رسید

a hangwoman

یک کشتن‌کن

hangwoman's face

چهره کشتن‌کن

hangwoman watched

کشتن‌کن نظارت می‌کرد

جملات نمونه

the hangwoman adjusted the noose with a practiced hand.

کشی‌کش با دستی ماهر نوار را تنظیم کرد.

a grim hangwoman stood ready to carry out the sentence.

یک کشی‌کش خشن و آماده‌ی انجام حکم ایستاد.

the hangwoman's face was devoid of emotion as she prepared.

کشی‌کش در حال آماده‌سازی بود و چهره‌اش از احساسی خالی بود.

witnesses watched as the hangwoman led the prisoner to the gallows.

گواهان به دیدن کشی‌کش که زندانی را به سوی گالیو راه می‌دادند نگاه می‌کردند.

the hangwoman checked the rope and the beam meticulously.

کشی‌کش به دقت نخ و تیر را بررسی کرد.

she was a hangwoman known for her efficiency and speed.

او یک کشی‌کش بود که به خاطر کارایی و سرعتش شناخته می‌شد.

the hangwoman’s duty was a somber and unpleasant one.

وظیفه‌ی کشی‌کش یک کار تاریک و ناپسند بود.

the crowd murmured as the hangwoman secured the prisoner.

همگان در حال گریه‌کردن بودند وقتی کشی‌کش زندانی را امن کرد.

despite her role, the hangwoman showed a flicker of sadness.

با وجود نقشش، کشی‌کش یک نگاه از افسردگی نشان داد.

the hangwoman’s movements were precise and unwavering.

حرکات کشی‌کش دقیق و بدون ارتعاش بود.

the hangwoman’s reputation preceded her; she was ruthless.

نام‌وسیم کشی‌کش قبل از او بود؛ او یک فرد خشن بود.

the hangwoman signaled, and the lever was released.

کشی‌کش سیگنال داد و دیسک رها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید