haploidy

[ایالات متحده]/hæpˈlɔɪdi/
[بریتانیا]/hæpˈlɔɪdi/

ترجمه

n. شرایط داشتن یک مجموعه از کروموزوم‌ها؛ حالت هپلوئید بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

haploidy level

سطح هالوئیدی

haploidy state

حالت هالوئیدی

haploidy analysis

تجزیه و تحلیل هالوئیدی

haploidy test

تست هالوئیدی

haploidy research

تحقیقات هالوئیدی

haploidy induction

القای هالوئیدی

haploidy effect

اثر هالوئیدی

haploidy genetics

ژنتیک هالوئیدی

haploidy organism

ارگانیسم هالوئیدی

haploidy system

سیستم هالوئیدی

جملات نمونه

haploidy is a crucial stage in the life cycle of many organisms.

هاپلوئیدی یک مرحله حیاتی در چرخه زندگی بسیاری از موجودات زنده است.

researchers study haploidy to understand genetic variation.

محققان هاپلوئیدی را برای درک تنوع ژنتیکی مطالعه می‌کنند.

the process of haploidy can lead to unique traits in plants.

فرآیند هاپلوئیدی می‌تواند منجر به ایجاد صفات منحصر به فرد در گیاهان شود.

haploidy is often used in plant breeding programs.

هاپلوئیدی اغلب در برنامه‌های اصلاح نباتات استفاده می‌شود.

understanding haploidy helps in the study of evolution.

درک هاپلوئیدی به مطالعه تکامل کمک می‌کند.

many fungi reproduce through haploidy.

بسیاری از قارچ‌ها از طریق هاپلوئیدی تولید مثل می‌کنند.

haploidy can affect the fertility of certain species.

هاپلوئیدی می‌تواند بر باروری گونه‌های خاص تأثیر بگذارد.

scientists are exploring haploidy in genetic engineering.

دانشمندان هاپلوئیدی را در مهندسی ژنتیک مورد بررسی قرار می‌دهند.

haploidy is essential for producing hybrids.

هاپلوئیدی برای تولید هیبریدها ضروری است.

the advantages of haploidy include faster breeding cycles.

مزایای هاپلوئیدی شامل چرخه‌های تولید مثل سریع‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید