harbored doubts
نگرانیهایی داشت
harbored feelings
احساساتی داشت
harbored resentment
نفرت داشت
harbored hopes
امیدهایی داشت
harbored fears
ترسهایی داشت
harbored secrets
رازهایی داشت
harbored ambitions
جاهطلبیهایی داشت
harbored dreams
رویاهایی داشت
harbored concerns
نگرانیهایی داشت
harbored thoughts
افکاری داشت
she harbored doubts about his intentions.
او در مورد قصد او تردید داشت.
he harbored a deep passion for music.
او اشتیاق عمیقی به موسیقی داشت.
they harbored hopes of a better future.
آنها امیدوار بودند آیندهای بهتر داشته باشند.
she harbored resentment towards her colleague.
او نسبت به همکارش کینهای داشت.
he harbored a secret for many years.
او سالها یک راز را پنهان نگه داشت.
they harbored fears of failure.
آنها از شکست میترسیدند.
she harbored a desire to travel the world.
او میل سفر در سراسر جهان را داشت.
he harbored ambitions of becoming a leader.
او جاهطلبیهای تبدیل شدن به یک رهبر را داشت.
they harbored suspicions about the new policy.
آنها در مورد سیاست جدید سوءظن داشتند.
she harbored a sense of nostalgia for her childhood.
او حسی از دلتنگی برای دوران کودکی خود داشت.
harbored doubts
نگرانیهایی داشت
harbored feelings
احساساتی داشت
harbored resentment
نفرت داشت
harbored hopes
امیدهایی داشت
harbored fears
ترسهایی داشت
harbored secrets
رازهایی داشت
harbored ambitions
جاهطلبیهایی داشت
harbored dreams
رویاهایی داشت
harbored concerns
نگرانیهایی داشت
harbored thoughts
افکاری داشت
she harbored doubts about his intentions.
او در مورد قصد او تردید داشت.
he harbored a deep passion for music.
او اشتیاق عمیقی به موسیقی داشت.
they harbored hopes of a better future.
آنها امیدوار بودند آیندهای بهتر داشته باشند.
she harbored resentment towards her colleague.
او نسبت به همکارش کینهای داشت.
he harbored a secret for many years.
او سالها یک راز را پنهان نگه داشت.
they harbored fears of failure.
آنها از شکست میترسیدند.
she harbored a desire to travel the world.
او میل سفر در سراسر جهان را داشت.
he harbored ambitions of becoming a leader.
او جاهطلبیهای تبدیل شدن به یک رهبر را داشت.
they harbored suspicions about the new policy.
آنها در مورد سیاست جدید سوءظن داشتند.
she harbored a sense of nostalgia for her childhood.
او حسی از دلتنگی برای دوران کودکی خود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید