harming

[ایالات متحده]/ˈhɑːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɑːrmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد آسیب یا صدمه

عبارات و ترکیب‌ها

harming others

آسیب رساندن به دیگران

harming yourself

آسیب رساندن به خود

harming animals

آسیب رساندن به حیوانات

harming nature

آسیب رساندن به طبیعت

harming relationships

آسیب رساندن به روابط

harming health

آسیب رساندن به سلامتی

harming society

آسیب رساندن به جامعه

harming reputation

آسیب رساندن به اعتبار

harming environment

آسیب رساندن به محیط زیست

harming feelings

آسیب رساندن به احساسات

جملات نمونه

harming the environment is a serious issue.

آسیب رساندن به محیط زیست یک مسئله جدی است.

they are harming their health by smoking.

آنها با سیگار کشیدن، سلامتی خود را به خطر می اندازند.

harming others is not acceptable.

آسیب رساندن به دیگران قابل قبول نیست.

he regrets harming his reputation.

او پشیمان است که به شهرت خود آسیب رسانده است.

harming wildlife can disrupt the ecosystem.

آسیب رساندن به حیات وحش می تواند باعث برهم خوردن اکوسیستم شود.

they are concerned about harming future generations.

آنها نگران آسیب رساندن به نسل های آینده هستند.

harming relationships can lead to isolation.

آسیب رساندن به روابط می تواند منجر به انزوا شود.

his actions are harming the community.

اقدامات او به جامعه آسیب می رساند.

harming animals is against the law.

آسیب رساندن به حیوانات برخلاف قانون است.

she is worried about harming her career.

او نگران آسیب رساندن به شغل خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید