harvested crops
محصولات برداشت شده
harvested data
دادههای برداشت شده
harvested fruits
میوههای برداشت شده
harvested resources
منابع برداشت شده
harvested wheat
گندم برداشت شده
harvested vegetables
سبزیجات برداشت شده
harvested timber
چوب برداشت شده
harvested honey
عسل برداشت شده
harvested energy
انرژی برداشت شده
harvested seeds
بذر برداشت شده
the farmers harvested the crops in late autumn.
کشاورزان محصول را در اواخر پاییز برداشت کردند.
they harvested a record amount of wheat this year.
آنها امسال مقدار قابل توجهی گندم برداشت کردند.
after the rain, the fruits were easily harvested.
پس از باران، میوه ها به راحتی برداشت شدند.
the team harvested data from various sources.
تیم داده ها را از منابع مختلف جمع آوری کرد.
she harvested herbs from her garden for cooking.
او گیاهان دارویی را از باغ خود برای آشپزی جمع آوری کرد.
they harvested the honey from the beehives.
آنها عسل را از کندوهای عسل برداشت کردند.
in the fall, we harvested apples from the orchard.
در پاییز، ما سیب را از باغ برداشتیم.
the scientists harvested samples for their research.
دانشمندان نمونه ها را برای تحقیقات خود جمع آوری کردند.
he harvested his first vegetables this season.
او اولین سبزیجات خود را در این فصل برداشت کرد.
many crops are harvested by machine nowadays.
اکنون بسیاری از محصولات توسط ماشین برداشت می شوند.
harvested crops
محصولات برداشت شده
harvested data
دادههای برداشت شده
harvested fruits
میوههای برداشت شده
harvested resources
منابع برداشت شده
harvested wheat
گندم برداشت شده
harvested vegetables
سبزیجات برداشت شده
harvested timber
چوب برداشت شده
harvested honey
عسل برداشت شده
harvested energy
انرژی برداشت شده
harvested seeds
بذر برداشت شده
the farmers harvested the crops in late autumn.
کشاورزان محصول را در اواخر پاییز برداشت کردند.
they harvested a record amount of wheat this year.
آنها امسال مقدار قابل توجهی گندم برداشت کردند.
after the rain, the fruits were easily harvested.
پس از باران، میوه ها به راحتی برداشت شدند.
the team harvested data from various sources.
تیم داده ها را از منابع مختلف جمع آوری کرد.
she harvested herbs from her garden for cooking.
او گیاهان دارویی را از باغ خود برای آشپزی جمع آوری کرد.
they harvested the honey from the beehives.
آنها عسل را از کندوهای عسل برداشت کردند.
in the fall, we harvested apples from the orchard.
در پاییز، ما سیب را از باغ برداشتیم.
the scientists harvested samples for their research.
دانشمندان نمونه ها را برای تحقیقات خود جمع آوری کردند.
he harvested his first vegetables this season.
او اولین سبزیجات خود را در این فصل برداشت کرد.
many crops are harvested by machine nowadays.
اکنون بسیاری از محصولات توسط ماشین برداشت می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید