harvested

[ایالات متحده]/ˈhɑːvɪstɪd/
[بریتانیا]/ˈhɑrvɪstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل ماضی نقلی "برداشت"; جمع‌آوری محصول; دریافت کردن; شکار یا صید حیوانات یا ماهی

عبارات و ترکیب‌ها

harvested crops

محصولات برداشت شده

harvested data

داده‌های برداشت شده

harvested fruits

میوه‌های برداشت شده

harvested resources

منابع برداشت شده

harvested wheat

گندم برداشت شده

harvested vegetables

سبزیجات برداشت شده

harvested timber

چوب برداشت شده

harvested honey

عسل برداشت شده

harvested energy

انرژی برداشت شده

harvested seeds

بذر برداشت شده

جملات نمونه

the farmers harvested the crops in late autumn.

کشاورزان محصول را در اواخر پاییز برداشت کردند.

they harvested a record amount of wheat this year.

آنها امسال مقدار قابل توجهی گندم برداشت کردند.

after the rain, the fruits were easily harvested.

پس از باران، میوه ها به راحتی برداشت شدند.

the team harvested data from various sources.

تیم داده ها را از منابع مختلف جمع آوری کرد.

she harvested herbs from her garden for cooking.

او گیاهان دارویی را از باغ خود برای آشپزی جمع آوری کرد.

they harvested the honey from the beehives.

آنها عسل را از کندوهای عسل برداشت کردند.

in the fall, we harvested apples from the orchard.

در پاییز، ما سیب را از باغ برداشتیم.

the scientists harvested samples for their research.

دانشمندان نمونه ها را برای تحقیقات خود جمع آوری کردند.

he harvested his first vegetables this season.

او اولین سبزیجات خود را در این فصل برداشت کرد.

many crops are harvested by machine nowadays.

اکنون بسیاری از محصولات توسط ماشین برداشت می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید