sown

[ایالات متحده]/səʊn/
[بریتانیا]/soʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل کشتن

عبارات و ترکیب‌ها

seeds sown

بذر کاشته شده

fields sown

زمین‌های کشت شده

crops sown

محصولات کشت شده

ideas sown

ایده‌های کاشته شده

love sown

عشق کاشته شده

trust sown

اعتماد کاشته شده

fears sown

ترس‌های کاشته شده

dreams sown

رویاهای کاشته شده

values sown

ارزش‌های کاشته شده

relationships sown

روابط کاشته شده

جملات نمونه

the seeds were sown in the spring.

بذرها در بهار کاشته شدند.

he has sown the seeds of doubt.

او بذرهای تردید را کاشته است.

the farmers have sown their fields.

کشاورزان مزارع خود را کشت کرده اند.

she has sown the idea of change.

او ایده تغییر را کاشته است.

they sown the crops carefully.

آنها محصولات را با دقت کشت کردند.

we should have sown earlier this year.

ما باید امسال زودتر کشت می کردیم.

new relationships are often sown in trust.

روابط جدید اغلب بر اساس اعتماد کاشته می شوند.

the community has sown unity among its members.

جامعه وحدت را در بین اعضای خود کاشته است.

he has sown his wild oats in his youth.

او در جوانی خود، شیطنت های خود را نشان داده است.

they have sown the foundation for future success.

آنها پایه و اساس موفقیت آینده را بنا کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید