hastiness

[ایالات متحده]/ˈheɪstɪnəs/
[بریتانیا]/ˈheɪstɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت شتابزده بودن؛ سرعت یا فوریت بیش از حد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hastiness in decisions

جاه‌طلبی در تصمیم‌گیری

hastiness causes mistakes

جاه‌طلبی باعث اشتباه می‌شود

hastiness leads failure

جاه‌طلبی به شکست منجر می‌شود

avoid hastiness

از جاه‌طلبی اجتناب کنید

hastiness in judgment

جاه‌طلبی در قضاوت

hastiness breeds errors

جاه‌طلبی اشتباهات را به وجود می‌آورد

hastiness is unwise

جاه‌طلبی غیرمنصفانه است

hastiness costs time

جاه‌طلبی زمان را تلف می‌کند

hastiness and regret

جاه‌طلبی و پشیمانی

hastiness in planning

جاه‌طلبی در برنامه‌ریزی

جملات نمونه

his hastiness led to several mistakes in the project.

زود‌عمل‌گرایی او منجر به چندین اشتباه در پروژه شد.

she regretted her hastiness in making the decision.

او پشیمان بود که در تصمیم‌گیری عجله کرد.

the hastiness of the response surprised everyone.

سریع بودن پاسخ باعث تعجب همه شد.

hastiness often results in poor judgment.

عجله اغلب منجر به قضاوت ضعیف می‌شود.

his hastiness to finish the task caused problems.

زود‌تمام‌کردن او برای انجام وظیفه باعث مشکل شد.

we should avoid hastiness in our planning.

ما باید از عجله در برنامه‌ریزی خود اجتناب کنیم.

her hastiness made her overlook important details.

عجله او باعث شد جزئیات مهم را نادیده بگیرد.

hastiness can lead to missed opportunities.

عجله می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

he learned that hastiness is not a virtue.

او یاد گرفت که عجله فضیلتی نیست.

the hastiness of the decision was criticized by the team.

سریع بودن تصمیم‌گیری توسط تیم مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید