wear clothes
پوشیدن لباس
wear shoes
پوشیدن کفش
wear accessories
پوشیدن لوازم جانبی
wear a hat
یک کلاه بپوشید
wear a watch
پوشیدن ساعت
wear resistance
مقاومت در برابر سایش
wear and tear
سایش و پارگی
wear resistant
مقاوم در برابر سایش
wear in
پوشیدن در
wear glasses
پوشیدن عینک
tool wear
سایش ابزار
casual wear
لباسهای غیررسمی
wear out
خسته شدن
in wear
در پوشیدن
abrasive wear
سایش ساینده
sports wear
لباس ورزشی
wear properties
ویژگی های پوشیدن
wear rate
نرخ پوشیدن
wear on
پوشیدن روی
wear test
تست پوشیدن
children's wear
لباس کودکان
wear away
فرسایش
wear well
خوب بپوشید
resistance to wear
مقاومت در برابر سایش
wear off
از بین بردن
wear a cheerful smile
لبخند شاد به خود بگیرید
There's a lot of wear in these shoes.
سایش زیادی در این کفش ها وجود دارد.
Look at the wear on these shoes.
به وضعیت ساییدگی این کفشها نگاه کنید.
There's a lot of wear in these tyres.
سایش زیادی در این لاستیک ها وجود دارد.
the in thing to wear this season.
مد روز این فصل.
wear your hair loose.
موهای خود را باز بپوشانید.
she could not wear red.
او نمیتوانست لباس قرمز بپوشد.
they wear a frozen smile on their faces.
لبخند یخزده روی صورتشان داشتند.
There is a great deal of wear in this stuff.
در این چیزها مقدار زیادی سایش وجود دارد.
wearing a shabby overcoat
پوشیدن یک کت بلند نامرتب
wear one's hair in braids
موهای خود را به شکل بافته ببافید.
You ought to wear a raincoat.
باید یک بارانی بپوشید.
She's wearing an anorak.
او یک پانچو پوشیده است.
wear clothes
پوشیدن لباس
wear shoes
پوشیدن کفش
wear accessories
پوشیدن لوازم جانبی
wear a hat
یک کلاه بپوشید
wear a watch
پوشیدن ساعت
wear resistance
مقاومت در برابر سایش
wear and tear
سایش و پارگی
wear resistant
مقاوم در برابر سایش
wear in
پوشیدن در
wear glasses
پوشیدن عینک
tool wear
سایش ابزار
casual wear
لباسهای غیررسمی
wear out
خسته شدن
in wear
در پوشیدن
abrasive wear
سایش ساینده
sports wear
لباس ورزشی
wear properties
ویژگی های پوشیدن
wear rate
نرخ پوشیدن
wear on
پوشیدن روی
wear test
تست پوشیدن
children's wear
لباس کودکان
wear away
فرسایش
wear well
خوب بپوشید
resistance to wear
مقاومت در برابر سایش
wear off
از بین بردن
wear a cheerful smile
لبخند شاد به خود بگیرید
There's a lot of wear in these shoes.
سایش زیادی در این کفش ها وجود دارد.
Look at the wear on these shoes.
به وضعیت ساییدگی این کفشها نگاه کنید.
There's a lot of wear in these tyres.
سایش زیادی در این لاستیک ها وجود دارد.
the in thing to wear this season.
مد روز این فصل.
wear your hair loose.
موهای خود را باز بپوشانید.
she could not wear red.
او نمیتوانست لباس قرمز بپوشد.
they wear a frozen smile on their faces.
لبخند یخزده روی صورتشان داشتند.
There is a great deal of wear in this stuff.
در این چیزها مقدار زیادی سایش وجود دارد.
wearing a shabby overcoat
پوشیدن یک کت بلند نامرتب
wear one's hair in braids
موهای خود را به شکل بافته ببافید.
You ought to wear a raincoat.
باید یک بارانی بپوشید.
She's wearing an anorak.
او یک پانچو پوشیده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید