hauler

[ایالات متحده]/ˈhɔːlə/
[بریتانیا]/ˈhɔːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اپراتور حمل و نقل یا جابجا کننده; وینچ
Word Forms
جمعhaulers

عبارات و ترکیب‌ها

dump truck hauler

کامیون حمل کننده

heavy hauler

حمل کننده سنگین

freight hauler

حمل کننده بار

long haul hauler

حمل کننده مسافت طولانی

bulk hauler

حمل کننده فله

material hauler

حمل کننده مواد

truck hauler

کامیون حمل کننده

road hauler

حمل کننده جاده

container hauler

حمل کننده کانتینر

tow hauler

حمل کننده یدک

جملات نمونه

the hauler arrived on time to pick up the cargo.

حمل‌کننده به موقع برای تحویل بار رسید.

we hired a hauler to transport our furniture.

ما یک حمل‌کننده برای حمل مبلمان خود استخدام کردیم.

the hauler is responsible for delivering goods safely.

حمل‌کننده مسئول تحویل ایمن کالاها است.

he works as a hauler in the construction industry.

او به عنوان یک حمل‌کننده در صنعت ساخت و ساز کار می‌کند.

the hauler's fees are based on the distance traveled.

هزینه‌های حمل‌کننده بر اساس مسافت پیموده شده است.

we need a reliable hauler for our shipping needs.

ما به یک حمل‌کننده قابل اعتماد برای نیازهای حمل و نقل خود نیاز داریم.

the hauler carefully loaded the heavy machinery.

حمل‌کننده به دقت ماشین‌آلات سنگین را بارگذاری کرد.

she called the hauler to confirm the pickup time.

او برای تایید زمان تحویل با حمل‌کننده تماس گرفت.

finding a good hauler can save you money.

پیدا کردن یک حمل‌کننده خوب می‌تواند در هزینه‌های شما صرفه‌جویی کند.

the hauler faced delays due to bad weather.

حمل‌کننده به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد با تاخیر مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید