hazlenut

[ایالات متحده]/ˈheɪzlnʌt/
[بریتانیا]/ˈheɪzlnʌt/

ترجمه

n. یک مغز غذایی از درخت گردو که در پخت و پزشکی و شیرینی فروشی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعhazlenuts

جملات نمونه

i love spreading hazelnut chocolate spread on my toast every morning.

من عاشق این هستم که هر صبح چک نوک چکولتی گردو را روی نانم پهن کنم.

the barista recommended the hazelnut coffee with a subtle nutty aroma.

باریستا چای گردو را با عطر مایع گردوی نرم توصیه کرد.

she baked a moist hazelnut cake for her mother's birthday celebration.

او یک کیک گردوی مرطوب را برای جشن تولد مادرش پخت.

the ice cream parlor offers a seasonal hazelnut flavor that's incredibly creamy.

آیس کریم فروشگاه یک طعم گردوی فصلی را ارائه می دهد که بسیار چرب است.

i prefer my espresso with a splash of hazelnut syrup for sweetness.

من عاشق اسپرسوام با یک لیوان از شربت گردو برای شیرینی هستم.

the salad dressing contains a subtle hazelnut oil that adds depth.

ماست گوجه فرنگی حاوی روغن گردوی نرم است که عمق اضافه می کند.

my grandmother makes the best hazelnut brittle during the holidays.

مادربزرگ من بهترین گردوی شکلاتی را در طول تعطیلات می سازد.

the recipe requires toasted hazelnuts to enhance the chocolate flavor.

این رецیپت نیاز به گردوهای پخته شده برای تقویت طعم چکولت دارد.

i enjoy spreading creamy hazelnut butter on my breakfast bagels.

من لذت می برم از پهن کردن مربا گردوی چرب روی نانهای صبحانه ام.

the coffee chain launched a new hazelnut latte for the fall season.

زنجیره کافی یک لاته گردوی جدید را برای فصل پاییز راه اندازی کرد.

the pastry chef uses fresh ground hazelnuts in his signature desserts.

شکر فرآور گردوهای تازه را در دسرهای خاص خود استفاده می کند.

we decorated the cupcakes with crushed hazelnuts for extra crunch.

ما کیک های میوه را با گردوهای شکسته برای چربی بیشتر زیبایی بخشیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید