headhunting

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌhʌntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌhʌntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل جستجو و استخدام افراد برای یک شغل، به ویژه برای موقعیت‌های اجرایی

عبارات و ترکیب‌ها

headhunting firm

شرکت شکارچی سر

headhunting service

خدمات شکارچی سر

headhunting agency

آژانس شکارچی سر

headhunting process

فرآیند شکارچی سر

headhunting strategy

استراتژی شکارچی سر

headhunting network

شبکه شکارچی سر

headhunting consultant

مشاور شکارچی سر

headhunting team

تیم شکارچی سر

headhunting campaign

کمپین شکارچی سر

headhunting talent

استعدادهای شکارچی سر

جملات نمونه

he is involved in headhunting for top executives.

او در استخدام مدیران ارشد مشارکت دارد.

he decided to start a headhunting firm.

او تصمیم گرفت یک شرکت استخدام تأسیس کند.

he specializes in headhunting for the tech industry.

او در استخدام برای صنعت فناوری تخصص دارد.

he was successful in headhunting a renowned ceo.

او در استخدام یک مدیرعامل مشهور موفق بود.

the headhunting process can be quite competitive.

فرآیند استخدام می‌تواند بسیار رقابتی باشد.

he has a network of contacts for effective headhunting.

او شبکه ای از مخاطبین برای استخدام موثر دارد.

he was praised for his headhunting skills.

او به خاطر مهارت های استخدامش مورد تحسین قرار گرفت.

he attended a conference on headhunting strategies.

او در کنفرانسی در مورد استراتژی های استخدام شرکت کرد.

he uses social media for headhunting candidates.

او از رسانه های اجتماعی برای استخدام متقاضی استفاده می کند.

effective headhunting requires good communication skills.

استخدام موثر به مهارت های ارتباطی خوب نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید