headline

[ایالات متحده]/ˈhedlaɪn/
[بریتانیا]/ˈhedlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنوان بزرگ که اخبار را خلاصه می‌کند.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردheadlines
قسمت سوم فعلheadlined
صفت یا فعل حال استمراریheadlining
زمان گذشتهheadlined
جمعheadlines

عبارات و ترکیب‌ها

headline news

اخبار مهم

جملات نمونه

a headline in thick black type.

تیتر با خط درشت و سیاه

The headline glared from the page.

تیتر از صفحه به چشم می آمد.

He headlines the bill.

او سرپرستی برنامه را بر عهده دارد.

headlines blaring the scandal.

تیترهایی که رسوایی را به صدا در می‌آوردند.

headlines that encapsulate the news.

تیترهایی که اخبار را در بر می‌گیرند.

The Palace Theater headlines a magician.

تئاتر کاخ یک شعبده‌باز را معرفی می‌کند.

give a cursory glance at the headlines in a newspaper

نگاهی گذرا به تیترها در یک روزنامه بیندازید

Headlines blazed the news.

تیترها خبر را به سرعت منتشر کردند.

I only had time to read the headlines of the newspaper.

من فقط وقت داشتم تیترهای روزنامه را بخوانم.

lurid headlines about the sex lives of the stars

تیترهای زننده در مورد زندگی جنسی ستارگان

a feature that was headlined ‘Invest in your Future’.

ویژگی که با عنوان 'سرمایه گذاری در آینده خود' معرفی شد.

Nirvana headlined the 1992 Reading Festival.

NIRVANA در جشنواره ریدینگ 1992 سرتیتر بود.

their press ads had a headline reversed out of the illustration.

تبلیغات مطبوعاتی آنها دارای یک تیتر بود که از تصویر معکوس شده بود.

he based his judgement on headlines and yellow journalism.

او قضاوت خود را بر اساس تیترها و روزنامه‌نگاری زرد قرار داد.

recapped the headlines at the end of the news broadcast.

او تیترها را در پایان پخش اخبار خلاصه کرد.

The state visit by the premier captured the headlines of all newspapers.

بازدید ایالتی نخست‌وزیر تیترهای همه روزنامه‌ها را به خود اختصاص داد.

The arrival of the national football team hit the headlines in the local press.

ورود تیم ملی فوتبال در رسانه‌های محلی تیتر شد.

she relied on hype and headlines to stoke up interest in her music.

او برای ایجاد علاقه به موسیقی خود به حاشیه و تیترها تکیه کرد.

the headlines gloated with the kind of effusive unction only the English press can muster.

تیترها با نوعی تعهد صمیمیانه که فقط مطبوعات انگلیسی می‌توانند جمع‌آوری کنند، به خود می‌بالیدند.

نمونه‌های واقعی

Did you see the headlines in the paper this morning?

آیا متوجه تیترهای اخبار در روزنامه امروز شدید؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Most Americans rely on social media to check daily headlines.

اکثر آمریکایی ها برای بررسی تیترهای روزانه به رسانه های اجتماعی متکی هستند.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

668. The heading is " Headline of Headlong Pleadings" .

668. عنوان "تیتر دادخواست های عجولانه" است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Those are the headlines for you this hour.

اینها تیترهای شما برای این ساعت هستند.

منبع: CNN Selected December 2012 Collection

Try not to make any more headlines today.

سعی کنید امروز تیتر دیگری ایجاد نکنید.

منبع: English little tyrant

I've been slandered in the headlines before.

من قبلاً در تیترها مورد افترا قرار گرفته ام.

منبع: 2 Broke Girls Season 4

Can I read you one headline? -Oh yeah, sure.

آیا می توانم یک تیتر را برای شما بخوانم؟ - اوه بله، حتما.

منبع: Outstanding Women Chronicles

Headline after headline detail each week's latest catastrophe.

تیتر به تیتر جزئیات آخرین فاجعه هر هفته را شرح می دهد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Shame and unforgivable read the headlines in Iranian newspapers.

خجالت آور و غیرقابل بخشش، تیترهای اخبار را در روزنامه‌های ایرانی بخوانید.

منبع: BBC Listening Collection January 2020

It's a conflict that rarely hits the headlines.

این یک درگیری است که به ندرت به تیترها راه می یابد.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید