heartily

[ایالات متحده]/'hɑːtɪlɪ/
[بریتانیا]/'hɑrtɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با تأیید یا حمایت پرشور; به طرز صمیمانه; با صداقت یا اشتیاق کامل

عبارات و ترکیب‌ها

laugh heartily

خندیدن با صدای بلند

shake hands heartily

دست دادن با روی خوش

thank you heartily

با روی خوش تشکر کردن

accept heartily

با روی خوش پذیرفتن

جملات نمونه

I heartily subscribe to that sentiment.

من با کمال میل با آن نظر موافقم.

they had partaken heartily of the Christmas cheer.

آنها با اشتیاق فراوان از شادی کریسمس لذت بردند.

wished heartily that they would leave.

با تمام وجود امیدوار بودند که آنها بروند.

they were heartily sick of the whole subject.

آنها از کل موضوع به شدت خسته شده بودند.

I am heartily sick of them.

من از آنها به شدت خسته شده ام.

He was heartily satisfied with the arrangement.

او با این ترتیب کاملاً راضی بود.

I'm heartily tired / sick of your endless complaints.

من از شکایت های بی پایان شما به شدت خسته / بیمارم.

He ate heartily and went out to look for his horse.

او با اشتیاق زیاد غذا خورد و بیرون رفت تا اسبش را پیدا کند.

He laughed heartily at his own joke.

او با خنده فراوان به شوخی خودش خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید