heats

[ایالات متحده]/hiːts/
[بریتانیا]/hiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دماهای بالا؛ فشارها؛ حرارت بدن؛ هیجان
v. (سوم شخص مفرد heat) گرم کردن؛ هیجان‌زده کردن؛ تحریک کردن؛ بیدار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

heats up

گرم می‌شود

heats down

گرم شدن به سمت پایین

heats energy

گرما و انرژی

heats exchange

تبادل گرما

heats source

منبع گرما

heats system

سیستم گرمایشی

heats process

فرآیند گرمایش

heats treatment

درمان با گرما

heats transfer

انتقال گرما

heats balance

تعادل گرما

جملات نمونه

the sun heats the earth during the day.

خورشید در طول روز زمین را گرم می‌کند.

she heats the soup before serving it.

او سوپ را قبل از سرو کردن گرم می‌کند.

the heater heats the room quickly in winter.

هیتر به سرعت در زمستان اتاق را گرم می‌کند.

the engine heats up after running for a while.

موتور پس از مدتی کار کردن گرم می‌شود.

he heats the metal to shape it.

او فلز را برای شکل دادن به آن گرم می‌کند.

the coffee heats up in the microwave.

قهوه در مایکروویو گرم می‌شود.

she heats the water for tea.

او آب را برای چای گرم می‌کند.

the sun heats the sand on the beach.

خورشید شن را در ساحل گرم می‌کند.

he heats the wax to make candles.

او پارافین را برای درست کردن شمع گرم می‌کند.

the oven heats the food evenly.

فر غذا را به طور یکنواخت گرم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید