heliport

[ایالات متحده]/ˈhɛlɪpɔːt/
[بریتانیا]/ˈhɛliˌpɔrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه فرود برای هلیکوپترها; یک هلی پد یا فرودگاه کوچک برای هلیکوپترها
Word Forms
جمعheliports

عبارات و ترکیب‌ها

helicopter heliport

گلدرگاه هلیکوپتر

private heliport

گلدرگاه خصوصی

urban heliport

گلدرگاه شهری

emergency heliport

گلدرگاه اورژانس

commercial heliport

گلدرگاه تجاری

designated heliport

گلدرگاه تعیین شده

temporary heliport

گلدرگاه موقت

military heliport

گلدرگاه نظامی

coastal heliport

گلدرگاه ساحلی

helicopter landing heliport

گلدرگاه فرود هلیکوپتر

جملات نمونه

the city plans to build a new heliport for emergency services.

شهر قصد دارد یک فرودگاه هلی برای خدمات اورژانس بسازد.

heliport access is crucial for rapid medical evacuations.

دسترسی به فرودگاه هلی برای تخلیه سریع پزشکی بسیار مهم است.

the heliport was busy with flights during the festival.

در طول جشنواره، فرودگاه هلی با پروازها شلوغ بود.

they installed lighting at the heliport for night operations.

آنها برای عملیات شبانه، روشنایی در فرودگاه هلی نصب کردند.

tourists can take a scenic flight from the heliport.

گردشگران می توانند یک پرواز دیدنی از فرودگاه هلی انجام دهند.

the new heliport will improve transportation options in the area.

فرودگاه هلی جدید، گزینه های حمل و نقل در منطقه را بهبود می بخشد.

safety regulations must be followed at the heliport.

باید مقررات ایمنی در فرودگاه هلی رعایت شود.

he works as a technician at the local heliport.

او به عنوان یک تکنسین در فرودگاه هلی محلی کار می کند.

the heliport is located near the waterfront.

فرودگاه هلی در نزدیکی اسکله قرار دارد.

they are organizing a heliport tour for aviation enthusiasts.

آنها در حال برگزاری یک تور فرودگاه هلی برای علاقه مندان به هوانوردی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید