helm-covered face
چهره پوشیده با کلاه
helm-covered head
سر پوشیده با کلاه
being helm-covered
داشتن کلاه
helm-covered warrior
جنگجوی پوشیده با کلاه
helm-covered figure
شخصیت پوشیده با کلاه
helm-covered sailor
ملوان پوشیده با کلاه
helm-covered statue
مجسمه پوشیده با کلاه
helm-covered knight
شوالیه پوشیده با کلاه
helm-covered man
مرد پوشیده با کلاه
helm-covered woman
زن پوشیده با کلاه
the sailor, helm-covered and weathered, scanned the horizon.
ملوان، با کلاه ایمنی و رنگپریده، افق را بررسی کرد.
a helm-covered figure emerged from the dense fog.
شخصیتی با کلاه ایمنی از میان مه غلیظ بیرون آمد.
he adjusted his helm-covered hat against the biting wind.
او کلاه ایمنی خود را در برابر باد گزنده تنظیم کرد.
the statue wore a regal helm-covered head.
مجسمه سر با کلاه ایمنی سلطنتی به تن داشت.
the artist meticulously painted the helm-covered captain.
هنرمند با دقت کاپیتان با کلاه ایمنی را نقاشی کرد.
she admired the antique helm-covered bust in the museum.
او مجسمه قدیمی با کلاه ایمنی را در موزه تحسین کرد.
the child dressed as a pirate, proudly displaying his helm-covered costume.
کودک که لباس دزد دری پوشیده بود، با افتخار لباسش با کلاه ایمنی را به نمایش گذاشت.
the photograph showed a stern-looking man with a helm-covered head.
عکس نشان میداد مردی با چهرهای جدی با سر پوشیده به کلاه ایمنی.
the stage performer wore a striking helm-covered mask.
هنرمند صحنه ماسک چشمگیر با کلاه ایمنی به تن داشت.
he felt a sense of authority wearing the helm-covered hat.
او با پوشیدن کلاه ایمنی احساس اقتدار میکرد.
the vintage poster featured a helm-covered sailor on a stormy sea.
پوسترهای قدیمی دارای ملوان با کلاه ایمنی در دریای طوفانی بودند.
helm-covered face
چهره پوشیده با کلاه
helm-covered head
سر پوشیده با کلاه
being helm-covered
داشتن کلاه
helm-covered warrior
جنگجوی پوشیده با کلاه
helm-covered figure
شخصیت پوشیده با کلاه
helm-covered sailor
ملوان پوشیده با کلاه
helm-covered statue
مجسمه پوشیده با کلاه
helm-covered knight
شوالیه پوشیده با کلاه
helm-covered man
مرد پوشیده با کلاه
helm-covered woman
زن پوشیده با کلاه
the sailor, helm-covered and weathered, scanned the horizon.
ملوان، با کلاه ایمنی و رنگپریده، افق را بررسی کرد.
a helm-covered figure emerged from the dense fog.
شخصیتی با کلاه ایمنی از میان مه غلیظ بیرون آمد.
he adjusted his helm-covered hat against the biting wind.
او کلاه ایمنی خود را در برابر باد گزنده تنظیم کرد.
the statue wore a regal helm-covered head.
مجسمه سر با کلاه ایمنی سلطنتی به تن داشت.
the artist meticulously painted the helm-covered captain.
هنرمند با دقت کاپیتان با کلاه ایمنی را نقاشی کرد.
she admired the antique helm-covered bust in the museum.
او مجسمه قدیمی با کلاه ایمنی را در موزه تحسین کرد.
the child dressed as a pirate, proudly displaying his helm-covered costume.
کودک که لباس دزد دری پوشیده بود، با افتخار لباسش با کلاه ایمنی را به نمایش گذاشت.
the photograph showed a stern-looking man with a helm-covered head.
عکس نشان میداد مردی با چهرهای جدی با سر پوشیده به کلاه ایمنی.
the stage performer wore a striking helm-covered mask.
هنرمند صحنه ماسک چشمگیر با کلاه ایمنی به تن داشت.
he felt a sense of authority wearing the helm-covered hat.
او با پوشیدن کلاه ایمنی احساس اقتدار میکرد.
the vintage poster featured a helm-covered sailor on a stormy sea.
پوسترهای قدیمی دارای ملوان با کلاه ایمنی در دریای طوفانی بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید