hooded jacket
کاپشن هوددار
hooded sweatshirt
سویشرت هوددار
hooded figure
شخصیت با هود
hooded eyes
چشمهای بادامی
robin hood
رابین هود
range hood
هود آشپزخانه
under the hood
تحت هود
fume hood
هود آزمایشگاهی
exhaust hood
هود اگزوز
engine hood
هود موتور
eyes now hooded beneath heavy lids.
چشمان پنهان زیر پلکهای سنگین
she was noosed and hooded, then strangled by the executioner.
او طناب دار شد و سرش را پوشاندند، سپس جلاد او را خفه کرد.
a dark man with hooded eyes stalked her.
یک مرد تاریک با چشمان پنهان او را تعقیب کرد.
They were Hooded Crane (52 birds), White-naped Crane (4 birds), Red-crowned Crane (11 birds), Demoiselle Crane (11 birds).
آنها جرثقیل با کلاه (52 پرنده)، جرثقیل گردن سفید (4 پرنده)، جرثقیل تاج قرمز (11 پرنده)، جرثقیل دموآز (11 پرنده) بودند.
The hooded figure lurked in the shadows.
شخصیت پنهان در تاریکی کمین کرده بود.
She pulled the hooded sweatshirt over her head.
او هویتی با کلاه سرش را کشید.
The hooded crows cawed loudly in the trees.
کلاغهای پنهان با صدای بلند در درختان قارآر کردند.
He wore a hooded cloak to protect himself from the rain.
او یک شنل پنهان پوشید تا از باران در امان باشد.
The suspect's face was partially obscured by a hooded jacket.
چهره مظنون تا حدودی توسط ژاکت پنهان پوشیده شده بود.
The hooded lantern cast a dim light in the room.
چراغ پنهان نور کمسویی در اتاق ایجاد کرد.
The hooded falcon swooped down to catch its prey.
شاهین پنهان برای گرفتن طعمه خود به سرعت پایین آمد.
The hooded stranger approached cautiously.
غریبه پنهان با احتیاط نزدیک شد.
She wore a hooded scarf to keep warm in the cold weather.
او یک شال پنهان پوشید تا در هوای سرد گرم بماند.
The hooded man's identity remained a mystery.
هویت مرد پنهان همچنان یک راز باقی ماند.
hooded jacket
کاپشن هوددار
hooded sweatshirt
سویشرت هوددار
hooded figure
شخصیت با هود
hooded eyes
چشمهای بادامی
robin hood
رابین هود
range hood
هود آشپزخانه
under the hood
تحت هود
fume hood
هود آزمایشگاهی
exhaust hood
هود اگزوز
engine hood
هود موتور
eyes now hooded beneath heavy lids.
چشمان پنهان زیر پلکهای سنگین
she was noosed and hooded, then strangled by the executioner.
او طناب دار شد و سرش را پوشاندند، سپس جلاد او را خفه کرد.
a dark man with hooded eyes stalked her.
یک مرد تاریک با چشمان پنهان او را تعقیب کرد.
They were Hooded Crane (52 birds), White-naped Crane (4 birds), Red-crowned Crane (11 birds), Demoiselle Crane (11 birds).
آنها جرثقیل با کلاه (52 پرنده)، جرثقیل گردن سفید (4 پرنده)، جرثقیل تاج قرمز (11 پرنده)، جرثقیل دموآز (11 پرنده) بودند.
The hooded figure lurked in the shadows.
شخصیت پنهان در تاریکی کمین کرده بود.
She pulled the hooded sweatshirt over her head.
او هویتی با کلاه سرش را کشید.
The hooded crows cawed loudly in the trees.
کلاغهای پنهان با صدای بلند در درختان قارآر کردند.
He wore a hooded cloak to protect himself from the rain.
او یک شنل پنهان پوشید تا از باران در امان باشد.
The suspect's face was partially obscured by a hooded jacket.
چهره مظنون تا حدودی توسط ژاکت پنهان پوشیده شده بود.
The hooded lantern cast a dim light in the room.
چراغ پنهان نور کمسویی در اتاق ایجاد کرد.
The hooded falcon swooped down to catch its prey.
شاهین پنهان برای گرفتن طعمه خود به سرعت پایین آمد.
The hooded stranger approached cautiously.
غریبه پنهان با احتیاط نزدیک شد.
She wore a hooded scarf to keep warm in the cold weather.
او یک شال پنهان پوشید تا در هوای سرد گرم بماند.
The hooded man's identity remained a mystery.
هویت مرد پنهان همچنان یک راز باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید