helminths

[ایالات متحده]/[ˈhelmɪŋθs]/
[بریتانیا]/[ˈhelmɪŋθs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کرم‌های پارازیتی؛ یک واژه جمع‌کننده برای کرم‌های پارازیتی.

عبارات و ترکیب‌ها

helminths infection

Infeksi helminth

diagnosing helminths

تشخیص حیوانات خزنده

helminth eggs

تخم حیوانات خزنده

treating helminths

درمان حیوانات خزنده

helminth burden

بُردن حیوانات خزنده

helminth control

کنترل حیوانات خزنده

helminth transmission

انتقال حیوانات خزنده

screen for helminths

بررسی حیوانات خزنده

helminth parasites

پارازیت‌های حیوانات خزنده

preventing helminths

پیشگیری از حیوانات خزنده

جملات نمونه

veterinarians routinely screen livestock for helminths.

پزشکی ویترینری به طور معمول دام‌ها را از نظر حضور هلمینت‌ها بررسی می‌کنند.

helminth infections are common in areas with poor sanitation.

عفونت‌های هلمینتی در مناطقی که بهداشت پایین دارند، گسترده است.

deworming medication is crucial for controlling helminth populations in animals.

داروی دفع کرم‌های گیاهی برای کنترل جمعیت هلمینت‌ها در حیوانات ضروری است.

the veterinarian suspected the dog's lethargy was due to helminths.

پزشک ویترینری فکر می‌کرد خستگی سگ به دلیل هلمینت‌هاست.

regular fecal exams can detect the presence of helminth eggs.

آزمایش‌های مداوم مدفوع می‌تواند وجود تخم هلمینت‌ها را تشخیص دهد.

helminth parasites can cause significant health problems in humans and animals.

پarasites هلمینتی می‌توانند مشکلات سلامتی مهمی در انسان‌ها و حیوانات ایجاد کنند.

preventative measures are important to avoid helminth transmission.

اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از انتقال هلمینت‌ها مهم است.

the lab identified several species of helminths in the sample.

آزمایشگاه چند گونه از هلمینت‌ها را در نمونه شناسایی کرد.

children in developing countries are particularly vulnerable to helminth infections.

کودکان در کشورهای در حال توسعه به ویژه در معرض عفونت‌های هلمینتی قرار دارند.

proper hygiene practices help reduce the risk of helminth contamination.

رویه‌های بهداشتی مناسب به کاهش خطر آلودگی به هلمینت‌ها کمک می‌کند.

the farmer treated his sheep to eliminate the helminth infestation.

کشاورز حیوانات خود را درمان کرد تا از آلودگی هلمینتی رidding شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید