intestines

[ایالات متحده]/ɪnˈtɛstɪnz/
[بریتانیا]/ɪnˈtɛstəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع روده، که به لوله بلند در بدن اشاره دارد که غذا را هضم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

intestines health

سلامت روده

small intestines

روده کوچک

large intestines

روده بزرگ

intestines flora

فلور روده

intestines lining

لایه روده

intestines blockage

انسداد روده

intestines infection

عفونت روده

intestines disease

بیماری روده

intestines movement

حرکت روده

intestines function

عملکرد روده

جملات نمونه

the doctor examined the patient's intestines for any abnormalities.

پزشک برای بررسی هرگونه ناهنجاری، روده های بیمار را معاینه کرد.

eating too much fatty food can harm your intestines.

خوردن غذای چرب زیاد می تواند به روده های شما آسیب برساند.

intestines play a crucial role in digestion and nutrient absorption.

روده ها نقش حیاتی در هضم و جذب مواد مغذی ایفا می کنند.

he felt a sharp pain in his intestines after the meal.

او بعد از غذا درد شدیدی در روده های خود احساس کرد.

some diseases can cause inflammation of the intestines.

برخی از بیماری ها می توانند باعث التهاب روده ها شوند.

the intestines are home to a diverse microbiome.

روده ها محل زندگی یک میکروبیوم متنوع هستند.

it is important to maintain a healthy balance in your intestines.

حفظ تعادل سالم در روده های شما مهم است.

intestines can be affected by stress and anxiety.

روده ها می توانند تحت تأثیر استرس و اضطراب قرار گیرند.

she underwent surgery to remove part of her intestines.

او برای برداشتن بخشی از روده هایش عمل جراحی کرد.

probiotics can help improve the health of your intestines.

پروزیاتیک می تواند به بهبود سلامت روده های شما کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید