henchman

[ایالات متحده]/'hen(t)ʃmən/
[بریتانیا]/'hɛntʃmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیرو مورد اعتماد؛ حامی وفادار؛ نوچه؛ همراه.
Word Forms
جمعhenchmen

جملات نمونه

the henchman carried out the boss's orders

اجیرها دستورالعمل‌های رئیس را انجام می‌داد.

the henchman was always by the villain's side

اجیر همیشه در کنار خلافکار بود.

the henchman's loyalty was unquestionable

وفاداری اجیر قابل سوال نبود.

the henchman was willing to do anything for his boss

اجیر حاضر بود برای رئیسش هر کاری انجام دهد.

the henchman's role was to intimidate and threaten

وظیفه اجیر ایجاد ترس و تهدید بود.

the henchman followed orders without question

اجیر بدون سوال دستورالعمل‌ها را دنبال می‌کرد.

the henchman was feared by all in the criminal underworld

اجیر در دنیای خلافکاران توسط همه ترسیده می‌شد.

the henchman's loyalty was rewarded by the boss

وفاداری اجیر توسط رئیس پاداش داده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید