hep

[ایالات متحده]/hɛp/
[بریتانیا]/hɛp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. مواد منفجره با قدرت بالا
adj. آگاه; مد روز
interj. به عنوان فرمان در راهپیمایی استفاده می‌شود
n. میوه گل سرخ وحشی

عبارات و ترکیب‌ها

hep cat

گربه باحال

hep to

به سمت باحال

hep talk

صحبت های باحال

hep vibe

فضای باحال

hep scene

صحنه باحال

hep style

سبک باحال

hep beat

ریتم باحال

hep crowd

جمعیت باحال

hep music

موسیقی باحال

جملات نمونه

he is hep to the latest trends in fashion.

او از آخرین ترندهای مد آگاه است.

she always tries to stay hep with the music scene.

او همیشه سعی می کند با صحنه موسیقی همراه باشد.

being hep can help you fit in with the crowd.

بودن باحال می تواند به شما کمک کند با جمع همراه باشید.

they are hep to the best restaurants in town.

آنها از بهترین رستوران های شهر آگاه هستند.

to be hep means to be aware of what's cool.

بودن باحال به معنای آگاهی از آنچه خنک است.

she feels hep when she wears the latest styles.

وقتی لباس های جدید می پوشد، او احساس باحال بودن می کند.

he is hep about technology and gadgets.

او در مورد فناوری و گجت ها باحال است.

being hep can give you an edge in social situations.

بودن باحال می تواند به شما برتری در موقعیت های اجتماعی بدهد.

she always knows the hep spots for nightlife.

او همیشه از مکان های باحال برای شب آگاه است.

it's important to stay hep in a rapidly changing world.

در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، مهم است که باحال بمانید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید