hermaphrodite

[ایالات متحده]/hɜː'mæfrədaɪt/
[بریتانیا]/hɝ'mæfrədaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودی که دارای هر دو اندام تولید مثل مذکر و مؤنث است؛ دارای هر دو ویژگی مذکر و مؤنث.
Word Forms

جملات نمونه

hermaphrodite creatures in classical sculpture.

موجودات دوجنسیتی در مجسمه‌سازی کلاسیک

The hermaphrodite flowers with deformity germen could pollinate and fecundate normally and form fruits with deformity.

گل‌های دوجنسه با جنین بدشکل می‌توانند به طور معمول گرده‌افشانی و حاصلخیزی کنند و میوه‌هایی با بدشکلی تولید کنند.

The hermaphrodite sea slug can reproduce both as a male and a female.

حلزون دریایی دوجنسیتی می‌تواند هم به عنوان نر و هم به عنوان ماده تولید مثل کند.

Some plants are hermaphrodites, containing both male and female reproductive organs.

برخی از گیاهان دوجنسیتی هستند و حاوی اندام‌های تولید مثلی نر و ماده هستند.

Hermaphrodite animals have both testicular and ovarian tissue.

حیوانات دوجنسیتی دارای بافت‌های جنسی مردانه و زنانه هستند.

The hermaphrodite clownfish can change its sex depending on its social hierarchy.

ماهی جلبک‌خوار دوجنسیتی می‌تواند جنسیت خود را بسته به سلسله مراتب اجتماعی خود تغییر دهد.

In some species, hermaphrodites can self-fertilize.

در برخی گونه‌ها، دوجنسیتی‌ها می‌توانند خودبارور شوند.

Hermaphrodite organisms may exhibit a combination of male and female physical characteristics.

ارگانیسم‌های دوجنسیتی ممکن است ترکیبی از ویژگی‌های فیزیکی مردانه و زنانه را نشان دهند.

The presence of hermaphrodite individuals in a population can lead to unique mating behaviors.

حضور افراد دوجنسیتی در یک جمعیت می‌تواند منجر به رفتارهای جفت‌گیری منحصربه‌فرد شود.

Hermaphrodites play a crucial role in the reproduction of certain species.

دوجنسیتی‌ها نقش مهمی در تولید مثل گونه‌های خاص ایفا می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

I think hermie the hermaphrodite needs a jumbo coffee.

من فکر می‌کنم هرمیه، دوجنسیتی، به یک قهوه بزرگ نیاز دارد.

منبع: Pretty Little Liars Season 1

So these guys are hermaphrodites, which means they have both male and female genitalia.

بنابراین این افراد دوجنسیتی هستند، به این معنی که هم اندام‌های مردانه و هم زنانه دارند.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2018 Collection

She called me hermie the hermaphrodite for three years just because she didn't like my glasses.

او به مدت سه سال مرا هرمیه، دوجنسیتی، صدا زد فقط به این دلیل که از عینک‌های من خوشش نمی‌آمد.

منبع: Pretty Little Liars Season 1

But still there are many hermaphrodite animals which certainly do not habitually pair, and a vast majority of plants are hermaphrodites.

اما هنوز بسیاری از حیوانات دوجنسیتی وجود دارند که به طور معمول جفت نمی‌کنند و بیشتر گیاهان دوجنسیتی هستند.

منبع: On the Origin of Species

Turning for a brief space to animals: various terrestrial species are hermaphrodites, such as the land-mollusca and earth-worms; but these all pair.

به طور خلاصه به حیوانات می‌پردازیم: گونه‌های مختلف زمینی دوجنسیتی هستند، مانند نرم‌تنان زمینی و کرم‌های خاکی؛ اما همه آنها جفت می‌شوند.

منبع: On the Origin of Species

Nevertheless there is reason to believe that with all hermaphrodites two individuals, either occasionally or habitually, concur for the reproduction of their kind.

با این وجود، دلیلی وجود دارد تا باور کنیم که در مورد همه دوجنسیتی‌ها، دو فرد، گاهی اوقات یا به طور معمول، برای تولید مثل گونه خود با هم هم‌نظر هستند.

منبع: On the Origin of Species

But if, in fact, all hermaphrodites do occasionally intercross, the difference between them and unisexual species is, as far as function is concerned, very small.

اما اگر واقعاً همه دوجنسیتی‌ها گاهی اوقات با هم جفت شوند، از نظر عملکرد، تفاوت آنها با گونه‌های غیر دوجنسی بسیار کم است.

منبع: On the Origin of Species

Of aquatic animals, there are many self-fertilising hermaphrodites; but here the currents of water offer an obvious means for an occasional cross.

در مورد حیوانات آبزی، دوجنسیتی‌های خود بارور بسیاری وجود دارند؛ اما در اینجا جریان‌های آب یک راه آشکار برای جفت‌گیری گاه به گاه ارائه می‌دهند.

منبع: On the Origin of Species

Modern research has much diminished the number of supposed hermaphrodites and of real hermaphrodites a large number pair; that is, two individuals regularly unite for reproduction, which is all that concerns us.

تحقیقات مدرن تعداد دوجنسیتی‌های فرضی و تعداد زیادی از دوجنسیتی‌های واقعی که جفت می‌شوند را بسیار کاهش داده است؛ به این معنی که دو فرد به طور منظم برای تولید مثل با هم متحد می‌شوند، که تنها چیزی است که برای ما مهم است.

منبع: On the Origin of Species

With plants having separated sexes, and with those in which, though hermaphrodites, the pollen does not spontaneously fall on the stigma, some aid is necessary for their fertilisation.

در مورد گیاهانی که دارای جنسیت‌های جداگانه هستند و در مورد گیاهانی که اگرچه دوجنسیتی هستند، گرده به طور خودکار روی سریش نمی‌افتد، برای باروری آنها به کمک نیاز است.

منبع: On the Origin of Species

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید