male

[ایالات متحده]/meɪl/
[بریتانیا]/meɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی مردان یا پسران; از، مرتبط با، یا تشکیل دهنده جنسی که به طور معمول ظرفیت تولید گامت‌های کوچک، معمولاً متحرک (سلول‌های اسپرم) را دارد که گامت‌های بزرگ‌تر، معمولاً غیرمتحرک (تخمک‌ها) را در تولید مثل جنسی بارور می‌کند
n. یک شخص مذکر; یک حیوان مذکر; یک گیاه مذکر.
Word Forms
جمعmales

عبارات و ترکیب‌ها

male and female

مرد و زن

male sterility

عقیم‌ماندگی مردانه

male parent

والد مرد

male friend

دوست مرد

male sterile line

خط نر استریل

male chauvinism

تبعیض جنسیتی مردانه

male hormone

هورمون مردانه

male chauvinist

مردسالار

male die

مردن

male nurse

پرستار مرد

alpha male

مرد آلفا

male thread

نخ مردانه

male sex hormone

هورمون جنسی مردانه

male line

خط مردانه

جملات نمونه

the male of the species.

نر گونه

This is a male magazine.

این یک مجله مردانه است.

There is a male plug.

یک دوشاخه نر وجود دارد.

a male bicolour damselfish.

یک ماهی سرابی نر دو رنگ.

a bastion of male chauvinism.

یک سنگر تعصب مردانه.

a deep male voice.

صدای مردانه عمیق.

a largely male viewership.

تماشاگران عمدتاً مرد هستند.

The workforce is predominantly male.

نیروی کار عمدتاً مرد است.

the polarity between male and female.

قطبیت بین مذکر و مونث

the combination of male and female principles.

ترکیبی از اصول مردانه و زنانه.

the nuptial plumage of male birds.

پر و نمای ازدواج پرندگان نر

the subdominant male in a pride of lions.

نر فرعی در گروهی از شیرها.

a mannish stride.See Synonyms at male

گام مردانه. برای مترادف‌ها به مرد مراجعه کنید

The male reproductive organs are exterior to the body.

اندام‌های تولید مثلی مردانه در خارج از بدن قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید