heroic

[ایالات متحده]/həˈrəʊɪk/
[بریتانیا]/həˈroʊɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نمایش دادن ویژگی‌های یک قهرمان؛ شجاع و دلیر.
Word Forms
جمعheroics

جملات نمونه

a few heroic individuals.

چندین فرد قهرمان

early medieval heroic poetry.

شعر حماسی قرون وسطی اولیه

tall tales of heroic exploits.

داستان‌های بلند دربارهٔ کردارهای قهرمانانه

to make references to the heroic deeds

برای اشاره به کردارهای قهرمانانه

She died a heroic death.

او با مرگ قهرمانانه جان باخت.

a mock-heroic farce that burlesques the affectations of Restoration heroic drama.

یک مسخرۀ قهرمانانه تقلبی که تقلیدهای نمایشنامه قهرمانانه بازسازی را به سخره می‌گیرد.

The officer was cited for his heroic actions.

سرباز به دلیل اقدامات قهرمانانه‌اش مورد تقدیر قرار گرفت.

Her heroic image is written on our hearts.

تصویر قهرمانانه او در قلب ما حک شده است.

He received a medal for his heroic feat.

او برای فتوحات قهرمانانه‌اش مدال دریافت کرد.

Many people have heard of the man's heroic deeds.

بسیاری از مردم از کردارهای قهرمانانهٔ او شنیده‌اند.

The victim put up a heroic struggle against his assailant.

قربانی در برابر مهاجم خود مقاومت قهرمانانه‌ای از خود نشان داد.

her eyes misted at this heroic image.

چشمانش در مقابل این تصویر قهرمانانه مهتابی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید