fearful

[ایالات متحده]/ˈfɪəfl/
[بریتانیا]/ˈfɪrfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترسناک; جدی; نگران

عبارات و ترکیب‌ها

fearful of

ترس از

جملات نمونه

be fearful of falling

ترس از افتادن

a fearful blunder; fearful poverty.

یک اشتباه ترسناک؛ فقر ترسناک.

She was fearful of falling.

او از افتادن می‌ترسید.

a fearful waste of time

یک اتلاف وقت ترسناک

they are fearful of the threat of nuclear forces.

آنها از تهدید نیروهای هسته‌ای می‌ترسند.

fearful of criticism. unafraid

ترس از انتقاد. بی‌باعث ترس

a fearful, nervous glance.

نگاهی ترسناک و عصبی.

understandably fearful about the future

به طور قابل درک، در مورد آینده نگران و ترسیده

What a fearful waste of time and money!

چه اتلاف وقت و پول ترسناکی!

They were fearful of tackling him.

آنها از مقابله با او می‌ترسیدند.

What a fearful waste of time!

چه اتلاف وقت ترسناکی!

he has to get back in a fearful hurry.

او باید با عجله ترسناکی برگردد.

a gigantic wolfhound with a fearful, gaping maw.

یک سگ بزرگ با دهانی ترسناک و باز.

a disorder characterized by withdrawn and fearful behaviour.

یک اختلال که با رفتار منزوی و ترسناک مشخص می‌شود.

fearful weapons that bespeak great loss of life.

سلاح‌های ترسناک که نشان‌دهنده تلفات زیاد جان هستند.

The boss was fearful of his secretary's anger.

رئیس از خشم منشی خود می‌ترسید.

نمونه‌های واقعی

Now, amid falling prices, he calls farmers genuinely fearful.

اکنون، در میان کاهش قیمت‌ها، او کشاورزان را به طور واقعی نگران می‌نامد.

منبع: The Economist (Summary)

People with social phobias are fearful of being embarrassed or judged by others.

افرادی که دارای فوبیای اجتماعی هستند، از اینکه تحقیر یا مورد قضاوت قرار گیرند می‌ترسند.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

" Not in my direction! " pleads the fearful seal.

«نه در مسیر من!» فک می‌کند نهنگ ترسان.

منبع: I love phonics.

John was fearful of losing his job.

جان از دست دادن شغل خود می‌ترسید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Fearful of coronavirus, they are staying home.

از ترس ویروس کرونا، در خانه می‌مانند.

منبع: Soren course audio

But here is the thing, I'm actually more fearful.

اما این نکته است، من در واقع بیشتر می‌ترسم.

منبع: Christmas look look look

But what if the studio should be fearful?

اما اگر استودیو باید بترسد چه می‌شود؟

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

The fact is my generation is fearful and unambitious.

حقیقت این است که نسل من ترسو و بی‌هدف است.

منبع: Western cultural atmosphere

It was fearful that I cannot see everybody.

نگران بودم که نمی‌توانم همه را ببینم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

Public-sector employees are not fearful of losing their jobs.

کارمندان بخش دولتی از دست دادن شغل خود نمی‌ترسند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید